و در روايت ديگرى گويد : به امام ابوالحسن موساى كاظم عليه السلام نامه نوشتم و از او درباره « جسم و صورت » خدا پرسيدم . آن حضرت در پاسخم نوشت :
سُبحانَ مَن لَيْس كَمِثلِهِ شَىءٌ لاجِسمَ وِلا صُورة ؛
منزه است خدايى كه هيچ چيزى همانند او نيست . نه جسم است و نه صورت . « 1 »
در بررسى اين حديث موارد ذيل آشكار مىگردد :
نخست : حذف ابتداى حديث
در روايتى كه از ابوهريره آورديم ، ابتداى حديث رسول خدا صلىاللهعليهوآله حذف شده بود . يعنى اين عبارت كه : « پيامبر صلىاللهعليهوآله ديد دو نفر همديگر را دشنام مىدهند و يكى به ديگرى مىگويد : خداوند روى تو و روى هر كه شبيه توست را زشت گرداند ، و به او فرمود : اين را به برادرت مگو » اينها همه حذف شده بود !
ابتداى اين حديثِ بسيار مهم حذف شده بود و تنها بخش پايانى حديث كه مىگفت : « انّ اللّه خلق آدم على صورته » باقى مانده بود . و با اين حذف چنين توهم مىشود كه ضمير « ها » در كلمه « صورته » به خداوند بازمىگردد و شنونده چنين تصور مىكند كه پيامبر فرموده است : خداوند آدم را به صورت خود ، يعنى به صورت خدا آفريده است .
دوم : دو اضافه در حديث ابوهريره
الف ) در ابتداى حديث دوم از رسول خدا صلىاللهعليهوآله آمده بود كه : « هر كس با برادر خود نزاع مىكند بايد كه از زدن بر چهره او اجتناب نمايد » اين عبارت تحريف ديگرى از بخش حذف شده ابتداى حديثى بود كه به آن اشاره كرديم .
ب ) در پايان روايت اول از رسول خدا صلى الله عليه وآله آمده بود كه ابوهريره گفت : رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « خداوند آدم را با طول قد شصت ذراع - حدود سى متر - آفريد » كه اين سخن نيز با نتايج و دادههاى علمى روز دمساز نيست .
با دقت در اين بخش از حديث ابوهريره درمىيابيم كه او شديدا تحت تأثير افسانههاى تورات درباره ابتداى خلقت و پيدايش بوده است . افسانههايى كه ابوهريره انبان خود را
هامش
( 1 ) . همان ، ص 102 ، حديث 16 .