تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
و نيز فرموده است : « . . . گرامىترين بهشتيان نزد خدا كسى است كه صبح و شب چهره او را نظاره مىكند . سپس ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله اين آيه را تلاوت فرمود :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ؛
چهره‌هايى در اين روز خرسند و بشاشند و به سوى پروردگارشان نظاره‌گر . » « 1 » و روايت كرده‌اند كه رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله خبر داده و فرموده است : « بهشتيان به زيارت خداى عزوجل روند و خداوند عرش خود را بر آنان آشكار سازد و خود در باغى از باغهاى بهشتى بر آنان چهره نمايد ، و هيچ كس در آن مجلس نباشد مگر آنكه خداوند با او سخن گويد . تا آنجا كه به برخى از شما گويد : فلانى آيا به ياد دارى كه در فلان روز چه و چه كردى ؟ او مىگويد : پروردگارا ! مگر مرا نبخشيدى ؟ مىفرمايد : چرا بخشيدم . . . سپس به سوى منازل خود بازمىگرديم و زنانمان به ملاقات ما مىآيند و مىگويند : خوش آمدى ، صفا آوردى ، تو در حالتى بازگشته‌اى كه زيبايى و نور و عطر تو بسيار بيشتر از زمان رفتن توست ، و ما مىگوييم : ما امروز با پروردگار خويش بوده‌ايم ، و بايد هم اين چنين بازگرديم كه اين سزاوار ماست . » « 2 » * * * به همين اندازه از روايات كه در وصف اعضا و جوارح خداوند و ديده شدن او در قيامت آورديم ، بسنده مىكنيم . و اين مقدار را براى نمونه و مثال كافى مىدانيم . چه ، ما در صدد احصاء و گردآورى همه نيستيم . در بحث آينده پيرامون اختلاف در تأويل و معناى اين احاديث به بررسى مىپردازيم .

اختلاف در تأويل و معناى اين روايات

برخى از مسلمانان به پوسته و ظاهر اين احاديث ايمان آورده و ايمان به آن را ايمان به خداوند و دليل اعتقاد به توحيد او مىدانند . و ديگرانى را كه براى اين احاديث معنايى غير از معناى جسميت قائلند ، « معطلِّة الصفات » نامند ، يعنى تعطيل‌كنندگان و مهمل‌گذاران صفات خداوندى !
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى ، كتاب صفة الجنة ، ج 10 ، ص 18 - 19 . ( 2 ) . سنن ابن ماجه ، كتاب الزهد ، حديث 4336 ، ص 1451 - 1452 ؛ سنن ترمذى ، ابواب صفة الجنة ، ج 10 ، ص 16 - 17 .