مىفرمايد : من پروردگار شما هستم . آنان دو يا سه بار مىگويند : ما چيزى را شريك خدا قرار نمىدهيم . مىفرمايد : آيا ميان شما و او نشانهاى هست كه او را با آن بشناسيد ؟ مىگويند : . . . « ساق » پس خداوند « ساق » را نمايان مىكند و آنان سجده مىكنند . سپس سرهاى خود را برمىدارند و مىبينند خداوند به همان صورتى كه اولبار ديدهاند درآمده و مىگويد : من پروردگار شما هستم . و آنان مىگويند : تويى پروردگار ما . » « 1 »
ديدار خدا در بهشت
روايت كردهاند كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله درباره مؤمنان بهشتى فرموده است :
« ميان مؤمنان و ديدار پروردگارشان در بهشت برين ، چيزى جز رداى كبريايى بر چهره خداوندى ، فاصله
نباشد . « 2 »
و چون بهشتيان وارد آن شوند ، خداوند متعال مىفرمايد :
چيز ديگرى مىخواهيد تا بر شما بيفزايم ؟ مىگويند : آيا رو سفيدمان نكردى ؟ آيا در بهشت جايمان ندادى و از آتش نجاتمان نبخشدى ؟ پس ، خداوند حجاب بگشايد ، و نزد آنان چيزى محبوبتر از ديدار پروردگارشان نباشد . » « 3 »
و روايت كردهاند كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود :
« در همان حال كه بهشتيان در نعمتهاى بهشتى غوطهورند ناگهان نورى درخشان بر آنان مىتابد ، سرها را كه برمىدارند مىبينند پروردگار عالميان بر بالاى آنان قرار گرفته و مىفرمايد : « درود بر شما اى بهشتيان ! » فرمود : اين همان سخن خداوند در قرآن كريم است : « سلامٌ قولًا من ربّ رحيم . » و فرمود : پس از آن ، خداوند ايشان را نظاره مىكند و ايشان خدا را ، و تا اين ديدار ادامه دارد ، آنها متوجه هيچ يك از نعمتهاى بهشتى نمىشوند تا آنگاه كه از ديد آنان مستور گردد و نور و بركتش بر جاى ماند . » « 4 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، حديث 229 ؛ صحيح بخارى ، در تفسير سوره نساء ، ج 3 ، ص 80 و كتاب التوحيد ، ج 4 ، ص 198 . كاش اين بينندگان خدا بر ما منت نهاده و صورت پروردگار خود را بدانگونه كه ديدهاند و ساق او را كه علامت ميان آنها و پروردگارشان بوده ، براى ما توصيف مىكردند كه اين فضيلت بزرگى است و سزاوار سپاس و ستايش بسيار !
( 2 ) . صحيح بخارى ، كتاب التوحيد ، ج 4 ، ص 191 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، حديث 296 .
( 3 ) . صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، حديث 297 .
( 4 ) . سنن ابن ماجه ، مقدمه ، حديث 184 .