عُمْرى أرْبَعُونَ سَنَة . قالُوا : إنَّكَ قَدْ وَهَبْتَها لِداود ؛
رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود : خداوند نسل آدم را به او نشان داد ، آدم در ميان آنان مردى را ديد با چهرهاى نور افشان ، عرض كرد : خدايا ! اين كيست ؟ فرمود : اين فرزند تو داود است ! عرض كرد : خدايا عمر او چقدر است ؟ فرمود : شصت سال ! عرضه داشت : خدايا در عمر او بيفزاى ؟ فرمود : نمىشود مگر آنكه از عمر خودت به او بيفزايى ! عرض كرد : عمر من چقدر است ؟ فرمود : هزار سال ! آدم گفت : من چهل سال از عمرم را به او بخشيدم . . . هنگام وفات او كه فرا رسيد و فرشتگانِ قبض روح به بالينش آمدند گفت : هنوز چهل سال از عمر من باقى است ! گفتند : تو خودت آن را به داود بخشيدى ! « 1 »
اين روايت به اضافه آنچه در گذشته ، درباره آثار « صِلَه رَحِم » و همانند آن ، از روايات مكتب خلفا آورديم از مصاديق
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
است .
امامان اهل بيت عليهمالسلام « محو و اثبات » را « بداء » نام نهادهاند كه - به يارى خداى متعال - در بخش پنجم آن را بررسى مىنماييم .
پنجم : بداء در روايات امامان اهل بيت عليهمالسلام
در بحار از امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود :
ما بَعَثَ اللّهُ عَزَّوجلَّ نَبِيّا حَتّى يَأخُذَ عَلَيْهِ ثَلاثَ خِصالٍ : ألإقرار بِالعُبودِيَّة ، وَ خَلْع الْأنداد ، وَ أنَّ اللّه يُقَدِّمُ ما يَشاءُ وَ يُؤَخِّر ما يَشاء ؛
خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرده مگر آنكه سه چيز را از او خواسته است : اقرار به بندگى خدا ، نفى هر گونه شريك و همتا براى او ، و اينكه خداوند هر چه را بخواهد مقدم داشته و هرچه را بخواهد وا پس مىدارد . « 2 »
امام صادق عليه السلام همين معنى را در بيان ديگرى با لفظ « محو و اثبات » آورده و فرموده :
ما بَعَثَ اللّهُ نَبِيّا قَطّ حَتّى يَأخُذَ عَلَيْهِ ثَلاثا : ألإقرار بِالعُبوديَّة ، وَ خَلع الأنداد ، وَ أنَّ اللّه
هامش
( 1 ) . مسند طيالسى ، ص 350 ، حديث 2692 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 251 ، 298 و 371 ؛ طبقات ابن سعد ، چاپ اروپا ، ج 1 ، قسمت اول ص 7 - 9 ؛ سنن ترمذى ، ج 11 ، ص 196 و 197 ، در تفسير سوره اعراف . در كتاب بحارالانوار ، ج 4 ، ص 102 - 103 نيز با اختلافى اندك ، از امام باقر عليه السلام آورده است .
( 2 ) . بحار ، ج 4 ، ص 108 ، به نقل از توحيد صدوق .