الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ ؛
« 1 »
چرا هيچ يك از مردم شهرها و آباديها ايمان نياوردند تا ايمانشان سودشان دهد ؟ مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند ، عذاب ذلت و خوارى را در زندگى دنيا از آنان برداشتيم ، و تا مدتى آنان را برخوردار ساختيم .
شرح كلمات
1 . كَشَفْنا : زايل كرديم ، از بين برديم ، برداشتيم .
2 . خِزْى : خوارى ، رسوايى .
3 . حين : وقت و زمان نامعلوم كه بيش و كم آن مشخص نيست .
تفسير آيه
فشرده داستان يونس آنگونه كه در تفسير طبرى و قرطبى و مجمع البيان آمده ، چنين است : « قوم يونس
در نينوا از اراضى موصل مىزيستند و بت مىپرستيدند . خداوند يونس را به سوى ايشان فرستاد تا آنان را به اسلام فرا خوانده و از بتپرستى بازدارد . ايشان سرباز زدند ، دو نفر از آنان يكى عابد و ديگرى عالم ، يونس را پيروى كردند ، عابد از يونس خواست تا بر عليه آن قوم نفرين كند و عالم او را از اين كار نهى كرد و گفت : بر اينان نفرين مكن ، زيرا خدا دعايت را مستجاب مىكند ولى هلاكت بندگانش را دوست ندارد ! يونس سخن عابد را پذيرفت و نفرين كرد ، خداوند فرمود : عذاب در فلان ماه و فلان روز نازل مىگردد . يونس آن را به آنان خبر داد ، وقت عذاب كه نزديك شد يونس به همراه آن عابد از ميان ايشان بيرون رفت ، ولى آن عالم در ميانشان باقى ماند . قوم يونس با خود گفتند : ما تا به حال از يونس دروغى را نديدهايم ، مواظب باشيد اگر او امشب در بين شما باقى ماند كه عذابى در كار نيست ، ولى اگر بيرون رفت بدانيد كه كه صبح فردا عذابتان قطعى است . شب كه به نيمه رسيد يونس آشكارا از بينشان بيرون رفت . آنان كه اين را دانستند و آثار عذاب را مشاهده و به هلاكت خود يقين كردند به نزد آن عالم رفتند ، او به ايشان گفت : به سوى خدا زارى كنيد كه او به شما رحم مىكند و عذاب را از شما برمىدارد : به سوى بيابان بيرون شويد و زنان و كودكانتان را از هم جدا كنيد و بين
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 98 .