تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

اثر اعتقاد به بداء

اگر كسى معتقد گردد كه ، برخى از انسانها كه در زمره نيك‌بختان قرار گرفته‌اند هرگز حالشان عوض نگردد و هيچ‌گاه در رديف بدبختان قرار نمىگيرند ، و برخى از انسانها كه در زمره بدبختان قرار گرفته‌اند هرگز حالشان عوض نشده و در رديف نيك‌بختان درنمىآيند ، و قلم از تغيير سرنوشت انسانها خشكيده و بازمانده است ، اگر چنين تصورى در كار باشد ، يقينا گناهكار از گناه خويش توبه نمىكند كه هيچ ، بلكه به كار خود ادامه مىدهد ، زيرا مىپندارد كه شقاوت و بدبختى سرنوشت حتمى اوست و امكان تغيير در آن نيست ! از طرف ديگر ، شيطان ، بنده نيكوكار را وسوسه مىكند كه ، تو از نيك‌بختانى و در زمره اشقياى بدبخت نخواهى رفت ، و همين وسوسه كافى است كه او را به سستى در عبادت و اطاعت بكشاند و با او آن كند كه نبايد . برخى از مسلمانان كه معانى آيات و روايات وارد درباره « مشيّت » را به وضوح و كمال درنيافته‌اند به دو گروه تقسيم شده‌اند : گروهى چنين پنداشته‌اند كه ، « انسان بر آنچه مىكند مجبور است » ، و گروه ديگر معتقد شده‌اند : « همه كارها به انسان تفويض و واگذار شده است . » ما در بحث آينده « جبر و تفويض و قضا و قدر » - به يارى خدا - اين موضوع را بررسى كرده و راه حق و صواب در اين باره را بازمىشناسيم .