طبرى و قرطبى و ابن كثير در تفسير اين آيه روايتى آوردهاند كه مؤيد گفتار ماست و فشرده آن چنين است :
خليفه دوم عمر بن خطاب پيرامون خانه خدا طواف مىكرد و مىگفت :
اللّهُمَّ انْ كُنْتَ كَتَبْتَنى فى اهْلِ السَّعادَةِ فَأثْبِتْنى فيها ، وَ إنْ كُنْتَ كَتَبْتَنى فى اهْلِ الشَّقاوَة وَ الذَّنب فَامْحِنى وَ أثْبِتْنى فى اهْلِ السَّعادَةِ وَ الْمَغْفِرَة ، فَإنَّكَ تَمْحُو ما تَشاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ امُّ الْكِتاب ؛
خدايا : اگر مرا در زمره سعادتمندان قرار دادهاى ، در آن استوارم دار ، و اگر از شقاوتمندان و گناهكارانم نوشتهاى ، نامم را از آن محو و در ميان سعادتمندانم جايگزين بفرما . زيرا ، تو هر چه را بخواهى محو يا برقرار مىدارى . و از قول صحابى پيامبر ابن مسعود روايت شده كه مىگفت :
اللّهُمَّ انْ كُنْتَ كَتَبْتَنى فِى السُّعَداءِ فَأثْبِتْنى فيهِم ، وَ إنْ كُنْتَ كَتَبْتَنى فِى الْأشْقِياءِ فَامْحِنى مِنَ الْأشْقِياءِ وَ اكْتُبْنى فِى السُّعَداء ، فَإنَّكَ تَمْحُو ما تَشاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ امُّ الْكِتاب ؛
خدايا : اگر مرا در زمره سعادتمندان قرار دادهاى ، در بين آنان استوارم دار ، و اگر در زمره شقاوتمندانم نوشتهاى ، از ميان اشقيايم محو و در بين سعادتمندانم جايگزين فرما . زيرا ، تو هر چه را بخواهى محو يا برقرار مىدارى ، و كتاب اصلى نزد توست .
و از قول ابى وائل آوردهاند كه بارها مىگفت :
اللّهُمَّ انْ كُنْتَ كَتَبْتَنا أشْقِياء فَامْحُ وَ اكْتُبْنا سُعَداء ، وَ إنْ كُنْتَ كَتَبْتَنا سُعَداء فَأثْبِتْنا ، فَإنَّكَ تَمْحُو ما تَشاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ امُّ الْكِتاب ؛
خدايا : اگر ما را در زمره بدبختان قرار دادهاى ، از بين آنان محو و در زمره نيكبختانمان جايگزين فرما ، و اگر در زمره نيكبختان قرارمان دادهاى در آن استوارمان دار . زيرا ، تو هرچه را بخواهى محو يا برقرار مىدارى ، و كتاب اصلى نزد توست . « 1 »
هامش
( 1 ) . هر سه حديث را طبرى در تفسير آيه آورده است . ابو وائل شقيق بن مسلمه اسدى كوفى است ، شرح حال او در تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 354 ، چنين است كه : ثقه است و مخضرم [ جاهليت و اسلام را درك كرده است ] در زمان صحابه و تابعين حضور داشته و در خلافت عمر بن عبدالعزيز در سن يكصد سالگى از دنيا رفته است .