بين ساير كلمات قرار گرفته و با ديگر كلمات و با كل آيه و سوره ، هماهنگ است .
بنابر آنچه تا اينجا بيان شد ، دستگاه خلافت ، اول ، احاديث را جمع كردند و سوزانيدند و پس از آن خليفه سوم ، عثمان ، قرآنها را - كه شامل وحى بيانى نيز بود و « مصحف » ناميده مىشد - همه را جمع كرد و سوزانيد . فقط يك نفر مصحفش را نداد و او عبداللّه بن مسعود بود .
پس در زمان عثمان هم جمعآورى مصاحف ، شدت پيدا كرد . صحابيانى كه عليه عثمان قيام كرده بودند ، از قرآن استفاده مىكردند . عبداللّه بن مسعود كه « مُقْرِىء » « 1 » اهل كوفه بود ، در كوفه با وليد ( والى آنجا ) درگير شد . ابن مسعود ، آيه
: إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
« 2 » را مىخواند و مىگفت كه اين آيه درباره وليد نازل شده است . « 3 » لذا عثمان ، مصاحف صحابه را گرفت و همه را سوزانيد ، مگر ابن مسعود كه مصحفش را نداد و چهها كه بر سرش نيامد ! و چه دروغها كه به مصحف او نسبت ندادند . بنىاميه براى شكستن شخصيت ابن مسعود ، دروغهايى بر او و بر مصحفش بستند ؛ از جمله مثلًا مىگفتند كه در مصحف او « معوّذتين » نيامده است . « 4 »
اين قرآنى كه نزد ماست ، همان قرآنى است كه بر پيامبر خاتم صلىاللهعليهوآله نازل شده و هيچ كم و زياد و جابهجايى ( در كلمات ) ندارد . فقط كارى كه كردند ، وحى بيانى را از آن جدا كردند چنانچه قبلًا كتابت و روايت حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله را هم منع كرده بودند .
فقط در زمان خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين عليه السلام ( سالهاى 36 - 40 هجرى ) و زمان عمر بن
عبدالعزيز ( سالهاى 99 - 101 هجرى ) كتابت حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله مجاز بود . « 5 » بعد كه
هامش
( 1 ) . مقرىء يعنى كسى كه قرآن را با وحى بيانى تفسير تعليم مىكند .
( 2 ) . سوره حجرات ، آيه 6 : « اگر شخص فاسقى خبرى را براى شما بياورد ، درباره آن تحقيق كنيد . »
( 3 ) . تفسير طبرى ، ج 26 ، ص 78 ؛ تفسير سيوطى ، ج 6 ، ص 88 - 92 .
( 4 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 81 ؛ مسند احمد ، ج 5 ، ص 129 و نيز رجوع كنيد به القرآن الكريم و روايات المدرستين ، ج 2 ، ص 104 - 106 . مراد از معوذتين ، دو سوره « ناس » و « فلق » مىباشد .
درباره شأن عبداللّه بن مسعود در نزد پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و بدرفتارى عثمان و بنىاميه با وى نيز رجوع كنيد به القرآن الكريم و روايات المدرستين ، ج 2 ، ص 466 - 470 و احاديث أم المؤمنين عائشه ، ج 1 ، ص 113 - 117 ، طبع پنجم ، 1414 هجرى .
( 5 ) . سنن دارمى ، مقدمه ، ص 126 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 7 ، ص 447 ، طبع بيروت ؛ مصنف عبدالرازق ، ج 9 ، ص 337 ، طبع هند ، 1970 م ؛ اخبار اصبهان ابو نعيم ، ج 1 ، ص 312 ؛ تدريب الراوى سيوطى ، ص 90 ؛ فتح البارى ، باب كتابة العلم ، ج 1 ، ص 218 .