ه ) واثلة بن اسقع
طبرى در تفسير آيه ، احمد بن حنبل در مسند ، حاكم در مستدرك - گويد : اين حديث با شرط شيخين ، بخارى و مسلم صحيح است - بيهقى در سنن ، طحاوى در مشكل الآثار و هيثمى در مجمع الزوائد - عبارت از طبرى است - از ابو عمار روايت كنند كه گفت :
من نزد واثلة بن اسقع نشسته بودم كه عدهاى از على ياد كردند و او را دشنام دادند . آنان كه برخاستند گفت : بنشين تا از حال اين كسى كه دشنامش دادند آگاهت كنم :
من نزد رسول خدا صلىاللهعليهوآله بودم كه ديدم على و فاطمه و حسن و حسين نزد او آمدند و آن حضرت كساى خود را بر آنان افكند و گفت : « خداوندا اينان اهل بيت منند ! پروردگارا رجس و پليدى را از آنان دور كن و ايشان را پاك و پاكيزه بگردان . » « 1 »
ابن عساكر اين روايت را در تاريخ خود با شرحى فزونتر آورده است .
در اسد الغابة از شداد بن عبداللّه روايت كند كه گفت : شنيدم ، هنگامى كه سر حسين عليه السلام را آوردند و مردى از اهل شام او و پدرش را لعنت كرد ، واثله برخاست و گفت : به خدا سوگند من همواره على و حسن و حسين و فاطمه را دوست دارم ، از زمانى كه شنيدم رسول خدا صلىاللهعليهوآله درباره آنان مىفرمود : . . .
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
تا آخر حديث . « 2 »
ونيز از امسلمه
در مسند احمد ، تفسير طبرى و مشكل الآثار - عبارت از مسند است - از شهر بن حوشب روايت كنند كه گفت :
هنگامى كه خبر شهادت حسين بن على عليهماالسلام را آوردند ، شنيدم كه امسلمه زوجه رسول
هامش
( 1 ) . مشكلالآثار ، ج 1 ، ص 346 ؛ تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 6 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 107 . ابن حنبل عبارت را پاكسازى كرده و واژه « فشتموه ؛ دشنامش دادند » و « هذا الذى شتموا ؛ اين كسى كه دشنام دادند » را از آن حذف كرده است . مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 167 ؛ مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 416 و ج 3 ، ص 147 ؛ سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 152 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 484 ؛ ابن عساكر ، ج 5 ، بخش اول ، ص 16 آ .
ابو عمار ، شداد بن عبداللّه قرشى دمشقى ، ثقه و از طبقه چهارم محدثان است . حديث او را صاحبان صحاح روايت كردهاند ، شرح حالش در تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 347 آمده است .
( 2 ) . اسد الغابة ، ج 2 ، ص 20 ، شرح حال امام حسن عليه السلام .