خداوندا ! اهل بيتم ! رجس و پليدى را از آنان دور كن و پاك و پاكيزهشان گردان . « 1 »
و ) على بن الحسين امام سجاد عليه السلام
طبرى و ابن كثير و سيوطى در تفسير آيه روايت كردهاند :
على بن الحسين به مردى از اهل شام فرمود : آيا در سوره احزاب نخواندهاى :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ؟
او گفت : شما آنهائيد ؟
فرمود : آرى . « 2 »
تمامى اين خبر چنان كه در مقتل خوارزمى آمده بدينگونه است :
هنگامى كه پس از شهادت حسين عليه السلام سبط رسول خدا صلىاللهعليهوآله سجاد عليه السلام را با ساير اسيران « اهل البيت » به شام بردند و در آستانه جامع دمشق ، در محل نمايش اسيران نگه داشتند ، پيرمردى به او نزديك شد و گفت : سپاس خداى را كه شما را كشت و هلاك كرد و بندگانش را از مردانتان راحتى بخشيد و امير المؤمنين [ يزيد ] را بر شما چيره ساخت !
على بن الحسين به او گفت : اى شيخ ! آيا قرآن خواندهاى ؟
گفت : آرى .
فرمود : آيا اين آيه را خواندهاى ؟
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛
« 3 » بگو من مزدى از شما نمىخواهم جز دوستى خويشاوندانم .
پيرمرد گفت : آن را خواندهام .
فرمود : اين سخن خداى متعال را هم خواندهاى ؟
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ؛
« 4 » حق خويشاوندان را بپرداز ، و نيز اين آيه را ؟
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى ؛
« 5 » بدانيد ، هر گونه غنيمتى به دست آوريد ، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى « ذى القربى » خويشاوندان است .
پيرمرد گفت : آرى .
پس فرمود : به خدا سوگند خويشاوندان در اين آيات ، ما هستيم !
آيا سخن خداى متعال را خواندهاى كه مىفرمايد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ؟
گفت : آرى .
فرمود : ما همان « اهل البيت » هستيم كه خداوند به آيت تطهير ويژگيمان بخشيد !
پيرمرد گفت : تو را به خدا سوگند شما آنهاييد ؟
فرمود : به حق جدمان رسول خدا صلىاللهعليهوآله كه ما بدون شك خود آنهاييم !
پيرمرد نادم و پشيمان از آنچه گفته بود در سكوت فرو رفت ، سپس سر به سوى آسمان برداشت و گفت : خداوندا ! من از دشمنى با اينها توبه كرده و به سوى تو بازمىگردم ، من از دشمنان محمد و آل محمد ، از جن و انس ، بيزارى جسته و به سوى تو باز مىگردم . « 6 »
ما به همين مقدار از روايات حديث كساء كه آورديم بسنده مىكنيم . « 7 » زيرا ، براى آن كس كه بخواهد به قرآن كريم تمسك جسته و تفسير آن را از رسول خدا صلى الله عليه وآله بگيرد ، همين اندازه هم كافى است .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ ؛
« 8 » راستى را كه در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دل دارد يا گوش جان بسپارد و آگاه باشد .
هامش
( 1 ) . ما فشرده حديث را آورديم ، تمامى حديث امسلمه مسند احمد ، ج 6 ، ص 298 موجود است . تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 6 ؛ مشكلالآثار ، ج 1 ، ص 335 ؛ ابن عساكر ، ج 5 ، بخش اول ، ص 14 آ . شهر بن حوشب اشعرى شامى ، صدوق است و از طبقه سوم ، حديثش را صاحبان صحاح روايت كردهاند ، در سال 112 هجرى وفات كرد . تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 355 .
( 2 ) . تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 7 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 486 ؛ تفسير در المنثور ، ج 5 ، ص 199 .
( 3 ) . سوره شورى ، آيه 23 .
( 4 ) . سوره اسراء ، آيه 26 .
( 5 ) . سوره انفال ، آيه 41 .
( 6 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 61 ، چاپ نجف .
( 7 ) . ما از آوردن احاديث ديگرى كه در اين باب بود خوددارى كرديم ، احاديثى مانند آنچه در شرح حال عطيه در اسد الغابة ، ج 3 ، ص 413 آمده و در اصابه ، ج 3 ، ص 489 ؛ تاريخ بغداد ، ج 10 ، ص 278 ، و روايت حكيم بن سعيد در تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 5 آمده و روايات ديگرى كه در مسند احمد ، ج 6 ، ص 304 ؛ اسدالغابة ، ج 2 ، ص 12 و ج 4 ، ص 29 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 206 - 207 ؛ و ذخائر العقبى ، ص 21 ؛ و استيعاب ، ج 2 ، ص 460 ؛ ابن عساكر ، ج 5 ، بخش اول ، ص 13 - 16 آمده است .
( 8 ) . سوره ق ، آيه 37 .