الفعل لليقين أفاد قرب المشابهة لما فى فعل اليقين من الدّلالة على تيقّن الاتحاد و تحقّقه و هذا يفيد التشبيه مبالغة .
و گاهى فعلى كه دلالت بر حال تشبيه مىكند از ادات تشبيه بىنياز مىسازد ولى آن فعل از ادات تشبيه به حساب نمىآيد . پس اگر آن فعل براى يقين باشد مفيد نزديكى مشابهت مشبّه به مشبّهبه است ؛ چون فعل يقين دلالت بر يقينى بودن اتحاد و تحقق آن دارد و اين به تشبيه مبالغه مىبخشد .
مانند :
« فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا »
« 1 »
هنگامى كه آن ( عذاب الهى ) را به صورت ابر گستردهاى ديدند كه به سوى درّهها و آبگيرهاى آنان در حركت است ، گفتند : اين ابرى است كه بر ما مىبارد .
[ در اين مثال « رأوا » از افعال يقين است چون ديدن يكى از يقينآورترين ادراكهاست از اين جهت مفيد تشبيه است و آنان عذاب آسمانى را به ابر بارانزا تشبيه كردند . ]
و مانند : « رأيت الدّنيا سرابا غرّارا » دنيا را سرابى بسيار فريبنده ديدم .
[ در اين مثال نيز « رأيت » از افعال يقين و مفيد تشبيه است ] .
و إن كان الفعل للشك أفاد بعدها لما فى فعل الرّجحان من الإشعار بعدم التحقّق و هذا يفيد التّشبيه ضعفا نحو :
و اگر فعل براى شك باشد دور بودن مشابهت را مىرساند ؛ چون فعل رجحان نشانگر تحقق نداشتن است و اين ، تشبيه را ضعيف مىسازد ؛ مانند :
« إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً »
« 2 » هرگاه آنان را ببينى گمان مىكنى مرواريد پراكندهاند .
توضيح : ضمير « بعدها » به مشابهت برمىگردد . مقصود از « فعل الرّجحان » افعالى است كه نشاندهندهء گمان و ظنّ است مثل : حسب ، ظن و . . . در اين آيهء شريفه « حسبتهم » مفيد تشبيه است ولى چون از فعل رجحان استفاده شده است ، توان تشبيه كمتر از افعال يقينى است .
و مانند سخن او :
هامش
( 1 ) - احقاف ، 24
( 2 ) - انسان ، 19