قوم إذا لبسوا الدّروع حسبتها * سحبا مزرّده على أقمار
قومى كه هرگاه زرهها را بر تن كنند تو مىپندارى آن زرهها ابرهايى است كه بر ماهها بافته شده است . [ در اين مثال « حسبتها » افادهء تشبيه كرده است ] .
و مانند سخن خداى برين :
« حُورٌ عِينٌ كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ »
« 1 » و همسرانى از حور العين دارند همچون مرواريد در صدف پنهان .
و مثل سخن خداى متعال :
« وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ »
« 2 » و براى اوست كشتىهاى ساخته شده كه در دريا به حركت درمىآيند و همچون كوهى هستند .
و مانند سخن شاعر :
و الوجه مثل الصّبح مبيض * و الفرع مثل اللّيل مسودّ
ضدّ ان لمّا استجمعا حسنا * و الضدّ يظهر حسنه الضّد
و چهره مانند صبح سپيد ، و گيسو چونان شب سياه .
دو ضد آنگاه كه باهم آيند زيبا مىشوند زيبايى ضد را ضد آن آشكار مىكند .
[ توجه كنيد كه در اين سه مثال آخرى از افعال يقين و از افعال شك و رجحان هيچ استفاده نشده است و ادات تشبيه در آنها كاف و مثل است ] .
المبحث السّابع فى تقسيم التشبيه باعتبار أداته
ينقسم التشبيه باعتبار أداته إلى :
الف - التشبيه المرسل و هو ما ذكرت فيه الأداة كقول الشاعر : « 3 »
بحث هفتم دربارهء تقسيم تشبيه به اعتبار ابزار تشبيه است
تشبيه به اعتبار ابزار تشبيه تقسيم مىشود :
الف - به تشبيه مرسل و آن تشبيهى است كه ابزار تشبيه در آن ذكر شده است .
هامش
( 1 ) - واقعه ، 22 و 23
( 2 ) - الرّحمن ، 24
( 3 ) - اين تشبيه را مرسل مىنامند چون رها شده از تأكيد است .