يا شبيه البدر حسنا * و ضياء و منالا « 1 »
و شبيه الغصن لينا * و قواما و اعتدالا
آنت مثل الورد لونا * و نسيما و بلالا
زارنا حتّى إذا ما * سرّنا بالقرب زالا « 2 »
اى كه مانند ماه تمامى از زيبايى ، درخشش و دستيابى
و شبيه شاخهاى از نرمى ، راستقامتى و اعتدال
تو چونان گل سرخى از رنگ ، نسيم و ترى و طراوت .
به ديدارمان آمد ، آنگاه كه به وصلش شادمان كرد ناپديد شد .
يا صاحبىّ تقصيّا نظريكما * تريا وجوه الأرض كيف تصوّر « 3 »
تريا نهارا مشمسا قد شّابه * زهر الرّبى فكأنّما هو مقمر « 4 »
اى دو يار من نگاهتان را بر دوردست بيفكنيد تا ببينيد عرصههاى زمين چگونه شكل يافته است .
مىبينيد يك روز آفتابى كه با شكوفههاى تپهها درهم آميخته به گونهاى كه مثل شب مهتابى است . « 5 »
فكم معنى بديع تحت لفظ * هناك تزاوج كلّ ازدواج « 6 »
كراح فى زجاج أو كروح * سرت فى جسم معتدل المزاج
چهبسا معنى تازهاى كه با لفظى كاملا قرين و جفت شده است .
هامش
( 1 ) - اين اشعار از ابو بكر خالدى است . ( مترجم )
( 2 ) - در بيت اول ، شخص مخاطب شاعر ، مشبّه مفرد است و « بدر » مشبّهبه مفرد و « حسنا و ضياء و منالا » همه وجهشبههاست .
در بيت دوم « غصن » مشبّهبه مفرد است و « لينا و قواما و اعتدالا » وجهشبههاست .
در بيت سوم « انت » مشبّه مفرد است و « ورد » مشبّهبه مفرد و « لونا و نسيما و بلالا » همه وجهشبه است .
( 3 ) - اين شعر از ابو تمام است . ( مترجم )
( 4 ) - در اين شعر مشبّه مركّب است و آن هيئتى است كه از مجموع روز آفتابى ، شكوفهها و گياهان سرسبز پديد آمده است و مشبّهبه شب مهتابى است .
( 5 ) - شاعر مىخواهد بگويد : گياهان به جهت كثرت و غلظت و شدّت سبزى رنگشان نزديك به سياهى شده است و از نور خورشيد كاسته است ، تا آنجا كه چون شب مهتابى گرديده ، پس روز آفتابى آميخته شده با شكوفه تپهها را به شب مهتابى تشبيه كرده است ؛ مشبّه مركب است و مشبّهبه مفرد مقيّد .
( 6 ) - « معنى بديع » مشبّه مفرد مقيّد است و به دو چيز تشبيه شده است :
الف - شراب در شيشه ، ب - روان در جسم معتدل المزاج .
و اين دو مشبّهبه نيز مفرد مقيّد است .