شاعر در بيت اول شب را به گيسو ، ماه را به چهره ، شاخه را به قدّ تشبيه كرده است .
و در بيت دوم شراب را به آب دهان ، مرواريد را به دندان ، و گل را به گونه . و نخست مشبّهها را آورده و بعد مشبّهبهها را ، همانگونه كه در نظم شاعر مىنگرى .
2 - و الى مفروق و هو ما أوتى فيه بمشبّة و مشبّه به ثمّ به آخر و آخر كقول أبى نواس :
2 - و تقسيم مىشود به مفروق و آن تشبيهى است كه در آن يك مشبه با مشبّهبه آورده مىشود سپس يك مشبّه ديگر با مشبّهبه ديگر و . . . مانند شعر ابو نواس :
تبكى فتذرى الدّر من نرجس * و تمسح الورد بعنّاب
مىگريد پس مرواريد از نرگس فرو مىپاشد و چهرهء گلگون با سرانگشت عنّابگونه پاك مىكند . ( دست بر گونهء گلگون مىمالد )
توضيح : « عنّاب » به ضم اول ميوهاى مثل سنجد سرخرنگ است . در اين شعر ، سرانگشت آن محبوبه چون حنا بسته بوده است به عنّاب تشبيه شده و مقصود اين است : وقتى اشكهايش بر گونه مىافتد با سرانگشت حنابسته پاك مىكند .
شبّه الدمع بالدرّ لصفائه و العين بالنرجس لما فيه من اجتماع السواد بالبياض و الوجه بالورد .
شاعر اشك را براى صفايش به مرواريد تشبيه كرده ، و چشم را به نرجس براى اجتماع سياهى و سفيدى در آن ، و چهره را به گل همانند دانسته . ( ورد به معنى گل سرخ هم هست )
گفتنى است : در اين شعر سرانگشت نيز به « عنّاب » تشبيه شده ليكن مؤلف از آن غفلت كرده است چون به گونهء استعاره تصريحيه آمده است .
رابعا - ينقسم التشبيه أيضا باعتبار طرفيه إلى :
1 - تشبيه التسوية و هو ما تعدد فيه المشبّه كقول الشاعر :
چهارم - تشبيه به اعتبار دو طرفش نيز تقسيم مىشود به :
1 - تشبيه تسويه و آن تشبيهى است كه مشبّه آن متعدد باشد مانند قول شاعر :
صدغ الحبيب و حالى * كلاهما كالليالى
و ثغره فى صفاء * و أدمعى كاللآلى
موهاى آويخته بر شقيقهء يار و حال من هردو چون شبهاست .
و دندان پيشين او در صفا و اشكهايم مثل مرواريدهاست .
شبّه فى الأول صدغ الحبيب و حاله هو بالليالى فى السّواد و فى الثانى شبّه ثغر الحبيب و دموعه باللآلى فى القدر و الاشراق .