تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
چشم‌ها ، شقيقه‌ها ، گيسو ، قامت ، خال ، گونه‌ها ، فرق سر ( يا ميان دندانها ) و لب او ، شمشيرها ، ريحان ، شب ، درخت سرو ، مشك ، ياقوت ، بامداد و شراب است . در اين شعر طى و نشر مرتب وجود دارد و به ترتيب هرمشبّه‌بهى براى يك مشبّه است . گفتنى است : بان يا بانه درختى است كه بر آن خوشبو است و واژه‌شناسان تفسيرهاى گوناگونى براى آن گفته‌اند . برخى آن را به درخت سرو و برخى به درخت بيدمشك و برخى به درختهاى ديگر تفسير كرده‌اند « 1 » . و مانند سخن او :
فعل المدام و لونها و مذاقها * فى مقلتيه و وجنتيه و ريقه
كار شراب ، رنگ آن و مزه‌اش در دو چشم ، دو گونه و آب دهان اوست . ب - و إمّا أن يكون النّشر على خلاف ترتيب الطىّ : ب - و يا نشر بر خلاف ترتيب طى است ؛ مانند :
« فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ »
« 2 » نشانهء شب را تيره‌گون و نشانهء روز را روشنىبخش گردانيديم تا [ در آن ] فضلى از پروردگارتان بجوييد و تا شمارهء سالها و حساب [ عمرها و رويدادها ] را بدانيد . ذكر ابتغاء الفضل للثانى و علم الحساب للأوّل على خلاف التّرتيب . بر خلاف ترتيب ، جستجوى فضل را براى دوم و علم حساب را براى اول ذكر كرده است ؛ مانند سخن او :
و لحظه و محيّاه و قامته * بدر الدّجا و قضيب البان و الرّاح
و نگريستن او با گوشه چشم ، چهره و قامت او ، ماه تمام در ميان تاريكى ، شاخهء درخت بان و شراب است . فبدر الدّجا راجع إلى « المحيّا » الّذى هو الوجه و قضيب البان راجع إلى القامة و الرّاح راجع إلى اللحظ . پس ماه در ميان تاريكى به « محيّا » كه چهره است برمىگردد ، و شاخهء بان به قامت ، و شراب به نگريستن . ( بر خلاف ترتيب لف ) و يسمّى اللّف و النّشر أيضا .
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) - اسراء ، 12