و آن دوگونه است :
الف - يا نشر در آن به ترتيب طى است ؛ مانند سخن خداى برين :
« وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ »
« 1 »
و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در آن بيارميد و در آن از فزونبخشى او بجوييد .
فقد جمع بين اللّيل و النّهار ثمّ ذكر السّكون للّيل و ابتغاء الرّزق للنّهار على التّرتيب .
خداى متعال شب و روز را جمع كرده است ، سپس به ترتيب ، آرميدن را براى شب و جستجوى رزق را براى روز ذكر كرده است .
نجفقلى ميرزا آورده است :
لفّ و نشر كه آن را طىّ و نشر هم گويند و آن بر دو قسم است : مرتّب « 2 » و مشوش « 3 » دوبيتى در نصاب الصبيان آورده است :
لف و نشر مرتب آن را دان * كه دو لفظ آورند و دو معنى
لفظ اول به معنى اول * لفظ ثانى به معنى ثانى « 4 »
و مانند سخن او :
عيون و أصداغ و فرع و قامة * و خال و وجنات و فرق و مرشف
سيوف و ريحان و ليل و بانة * و مسك و ياقوت و صبح و قرقف
هامش
( 1 ) - قصص ، 73
( 2 ) - طى و نشر مرتب در فارسى مانند :
و مانند :به روز نبرد آن يل ارجمند * به تيغ و به خنجر به گرز و كمندو مانند :بريد و دريد و شكست و ببست * يلان را سروسينه و پا و دستو مانند :فروشد به ماهى و برشد به ماه * بن نيزه و قبه بارگاهو مانند :ز يك پدر دو پسر نيك و بد عجب نبود * كه از درختى پيدا شده است منبر و دارو مانند :به بوى زلف و رخت مىروند و مىآيند * صبا به غاليهسايى و گل به جلوهگرىو مانند :چشم و خط و زلف و خال و قدو خدّ يار هست * نرگس و ريحان و سنبل مشك و سرو و ياسمن( 3 ) - صحيح « مهوش » است همانگونه كه قاموس ، حريرى و حجت هاشمى خراسانى تصريح كردهاند . نگاه كنيد به مفصل ، ص 92
( 4 ) - درّه نجفى ، ص 206