در اين آيهء شريفه بين اول و آخر و بين ظاهر و باطن طباق هست .
و مانند سخن خداوند متعال :
« وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ »
« 1 »
و مىپندارى كه ايشان بيدارند در حالى كه خفتهاند .
در اين آيهء شريفه « ايقاظ » جمع « يقظ » و « يقظان » و « رقود » جمع « راقد » است و ميان اين دو واژه تقابل هست .
يا آن دو لفظ دو فعل است ؛ مانند : سخن خداى برتر :
« وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا »
« 2 »
و هم اوست كه مىخنداند و مىگرياند و هم اوست كه مىميراند و زنده مىگرداند .
در اين آيهء مباركه بين فعلهاى « اضحك » و « ابكى » و بين « أمات » و « احيا » تقابل هست .
و مانند سخن خداى برين :
« ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
« 3 »
سپس نه در آن مىميرد و نه زندگى مىيابد .
ميان اين دو فعل تقابل هست .
او حرفين نحو قوله تعالى : يا تقابل ميان دو حرف است مثل سخن خداى متعال :
« وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ »
« 4 »
و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست حقوق شايستهاى قرار داده شده .
در اين آيهء كريمه بين « ل » در « لهن » و « على » در « عليهن » تقابل هست .
أو مختلفين يا تقابل دو كلمه مختلف است . [ مثلا " يكى اسم و ديگرى فعل ] مثل سخن خداى برين :
« وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ »
« 5 »
و هركه را خدا بيراه گذارد رهبرى نخواهد داشت « 6 » . [ « يضلل » فعل و « هاد » اسم
هامش
( 1 ) - كهف ، 18
( 2 ) - نجم ، 43 و 44 .
( 3 ) - اعلى ، 13
( 4 ) - بقره ، 228
( 5 ) - رعد ، 33
( 6 ) - و طباق دوگونه است : 1 - طباق ايجاب كه در آن دو ضد از جهت سلب و ايجاب اختلاف ندارند .
مانند :« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »( آل -