تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
تو را برگزيد شكرگزارى كن . هيچ‌يك از مصيبت‌هايى كه ما مىدانيم به اقوام رسيده مثل مصيبت تو و هيچ سرانجامى مانند سرانجام تو نيست . خلاصه : گوينده تسليت و تبريك را در اين گفتار گرد آورده است . و مانند سخن عنترة خطاب به عبلة :
و لقد ذكرتك و الرّماح نواهل * منّى و بيض الهند تقطر من دمى فوددت تقبيل السّيوف لانّها * لمعت كبارق ثغرك المتبسّم
و محققا تو را به ياد مىآوردم در حالى كه نيزه‌ها سيراب از من بود و شمشيرهاى هندى خونم را مىچكاند . پس بوسيدن شمشيرها را دوست داشتم چون مانند درخشش دندانهاى پيشين تو در حال تبسم مىدرخشيد . شاعر در اين دو بيت غزل و حماسه را باهم جمع كرده است . و در فارسى مانند اين بيت سعدى :
ز هستى در آفاق سعدى صفت * تهى گرد و بازآى پر معرفت
در اين بيت موعظه و فخر باهم جمع شده است . 5 - الطباق : « 1 » الطباق هو الجمع بين لفظين متقابلين فى المعنى و هما قد يكونان اسمين نحو قوله تعالى :

5 - طباق :

طباق جمع‌كردن ميان دو لفظى است كه تقابل در معنا دارد و اين دو لفظ گاه دو اسم است مانند سخن خداى برين :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
« 2 » اوست اول و آخر و ظاهر و باطن .
هامش
( 1 ) - طباق داراى نامهاى ديگرى چون مطابقه ، تضاد ، تطبيق ، تكافؤ و تطابق نيز هست و آن چنين است كه گوينده در سخنش دو لفظى را گرد آورد كه وجود معناى آن دو باهم در يك چيز و يك زمان تنافى داشته باشد ، بدين‌سان كه گوينده دو معنى متقابل را در سخن بياورد چه تقابل آنها تقابل تضاد باشد چه تقابل دو نقيض و چه تقابل ايجاب و سلب و چه تضايف . ( 2 ) - حديد ، 3