كه مناسب با مستعارمنه است ذكر كرده و اين ترشيح است .
و اجتماع تجريد و ترشيح به تعارض آن دو و سقوطشان مىانجامد . پس گويا استعاره به چيزى نزديك نگشته است ، و در اين هنگام در رتبهء استعارهء مطلقه است .
ب - و المرشّحة هى التى قرنت بملائم المستعار منه اى المشبّه به نحو :
ب - و مرشّحه ، استعارهاى است كه همراه چيزى باشد كه با مستعارمنه يعنى مشبّهبه مناسبت دارد ؛ مانند :
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
« 1 »
آنان كسانى هستند كه گمراهى را به [ بهاى ] هدايت خريدند در نتيجه دادوستدشان سود نكرد .
استعير الشراء للاستبدال و الاختيار ثم فرع عليها ما يلائم المستعار منه من الربح و التجارة .
« اشتراء » ( خريدن ) براى « استبدال » ( عوضكردن ) يا « اختيار » ( برگزيدن ) استعاره آورده شده است سپس سود و تجارت كه متناسب با مستعارمنه يعنى « اشتراء » است به عنوان فرع براى آن استعاره آمده .
و مانند : « من باع دينه بديناه لم تربح تجارته »
كسى كه دينش را به دنيايش فروخت دادوستد او سود نكرد .
در اينجا « باع » براى « استبدل » استعاره آورده شده است . و « لم تربح تجارته » ترشيح است .
و سميت مرشحة لترشيحها و تقويتها بذكر الملائم و ترشيح الاستعارة التصريحية متفق عليه .
و مرشّحه ناميده شده است براى قوّت يافتن و تقويت استعاره به وسيلهء ذكر چيزى كه [ با مستعارمنه ] مناسبت دارد .
و بر ترشيح استعارهء مصرّحه ، همهء علماى بلاغت اتفاق دارند [ ليكن ترشيح استعارهء مكنيه اختلافى است ] .
ج - و المجردة - هى التى قرنت بملائم المستعار له أى المشبّه .
ج - و مجرده ، استعارهاى است كه همراه چيزى باشد كه با مستعارله يعنى مشبّه تناسب دارد ؛ مانند :
هامش
( 1 ) - بقره ، 16