گردد استعاره در رتبهء مطلقه قرار مىگيرد ؛ زيرا با تعارض ، هردو ساقط مىشوند همانگونه كه شرح آن گفته شد . و همانطور كه اين تقسيم در تصريحيّه جريان مىيابد در مكنيه نيز جارى مىگردد .
توضيح : جريان ترشيح در مكنيه مانند : « نطق لسان الحال بكذا » زبان حال چنين گفت ، « حال » به « انسان » تشبيه شده است ؛ و اثبات « لسان » براى حال تخييل و « نطق » ترشيح است . و مكنيهء مجرده مانند : « نطقت الحال الواضحة بكذا » حال آشكار چنين گفت . در اين مثال « الواضحه » با « حال » كه مشبّه است تناسب دارد و تجريد است .
المبحث الثانى عشر فى المجاز المرسل المركب
المجاز المرسل المركب هو الكلام المستعمل فى غير المعنى الذى وضع له لعلاقة غير المشابهة مع قرينة مانعة من ارادة معناه الوضعى .
بحث دوازدهم دربارهء مجاز مرسل مركب است .
مجاز مرسل مركب سخنى است كه در غير معنايى كه براى آن وضع گرديده است به كار رود براى علاقهاى ( مناسبت ، پيوندى ) كه مشابهت و همانندى نيست ، همراه با قرينهاى كه بازدارنده از ارادهء معناى وضعى است .
و يقع اولا فى المركبات الخبرية المستعملة فى الانشاء و عكسه لاغراض .
و نخست در تركيبهايى واقع مىشود كه براى هدفهايى در انشاء استعمال شده است يا تركيبهاى انشايى كه براى اغراضى در خبر به كار رفته است .
1 - منها التحسر و اظهار التأسف كما فى قول الشاعر :
1 - از آن اهداف ، افسوس خوردن و اظهار اندوهگين بودن است . همانگونه كه در سخن شاعر آمده است :
ذهب الصبا و تولّت الايّام * فعلى الصبا و على الزمان سلام
جوانى گذشت و روزگار پشت كرد ، پس بر جوانى و بر زمان درود باد .
توضيح : دو جملهء « ذهب الصّبا » و « تولت الايّام » خبريّه است ليكن براى غرض اظهار تأسف در انشاء به كار رفته است .
فانّه و ان كان خبرا فى اصل وضعه الّا انه فى هذا المقام مستعمل فى انشاء التحسر و