اى ابا مسك از تو مىخواهم مرا بر دشمنان يارى كنى و آرزو دارم عزّتى را كه شمشيرها را به خون خضاب كند .
و آرزو دارم روزى را كه رشكورزان را به خشم آورد ؛ و حالتى را كه در آن حالت ، تيرهروزى را جايگزين بهرهورى و خوشبختى دشمن سازم .
2 - قال اللّه تعالى :
« لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ »
« 1 »
خداوند برين فرمود : « امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست ، مگر كسى كه [ خدا بر او ] رحم كند . »
3 - ذهبنا إلى حديقة غنّاء .
به سوى باغ بسيار آوازگر رفتيم .
4 - بنى اسماعيل كثيرا من المدارس بمصر .
( در برخى از نسخهها به جاى اسماعيل جمال آمده ) اسماعيل بسيارى از مدرسهها را در مصر ساخت .
5 - تكاد عطاياه يجنّ جنونها * إذا لم يعوّذها برقية طالب « 2 »
نزديك است بخششهاى او را پنهان كند انبوه بودنش ، زمانى كه آن عطايا را تعويذ نكند به افسون و دعاى كسى كه خواهان بخشش است . ( يا بگوييم : نزديك است عطاياى او ديوانه كند جنون آن را ) .
توجه كنيد : « جنون » در اينجا مصدر است پس به معنى انبوه بودن و پوشيده بودن است يا به معنى ديوانگى و ديوانه شدن . چون سخن بر سر اسناد فعل به مصدر است .
« تعويذ » : به معنى پناه دادن و در پناه درآوردن است .
« رقية » : افسون و دعايى است كه براى رفع چشمزخم و بلاها به كسى مىآويزند .
ضمير « جنونها » و « يعوّذها » به عطايا برمىگردد .
الإجابة
الف - عزّا يخضب البيض بالدّم .
إسناد خضب السيوف بالدّم إلى ضمير العزّ غير حقيقى لأنّ العزّ لا يخضب
هامش
- دشمنان ، تيرهروز گردم پس متنعم و برخوردار شوم به اين تيرهروزى . نگاه كنيد به ديوان متنبّى با شرح برقوتى ، ج 2 ، ص 394 ]
( 1 ) - هود ، 43
( 2 ) - اين شعر از ابو تمام است . نگاه كنيد به شرح صولى بر ديوان ابو تمام ، ج 1 ، ص 281 ( مترجم )