تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
الرسول ( ص ) - كه « عمر بن عبدالعزيز » در سيمايى جوان و خوش‌رو با پاىافزار نقره‌اى عبور كرد . على بن الحسين او را نگاه كرد و فرمود : « عبدالله بن عطا ! آيا اين سركش را مىبينى ؟ او هرگز نميرد تا بر اين مردم حكومت كند » گفتم : « اين فاسق ؟ ! » فرمود : « آرى ، و جز اندكى در بين آن‌ها درنگ نمىكند ! . . . » « 1 »

استشهاد امام رضا ( ع ) به « جفر » :

على بن عيسى أربلى [ متوفاى 693 ه - ] در كتاب « كشف الغمّه » در شرح حال امام رضا ( ع ) گويد : « در سال 670 يكى از خادمان حرم شريف آن حضرت از مشهد مقدس وارد شد و عهدنامه‌اى را ، كه مأمون با دستخط خود نوشته و امام ( ع ) نيز با خط خود پشت آن را تحرير و امضاء كرده بود ، به همراه داشت كه من جاى جاى قلم آن حضرت را بوسيدم و ديدگانم را بر بوستان كلامش سائيدم و آگاهى بر آن را از نعمت‌ها و بخشش‌هاى خداوند دانستم و حرف به حرف آن را - چنان كه مىآيد - نقل كردم :

متن دستخط مأمون :

بسم الله الرحمن الرحيم اين عهدنامه‌اى است كه عبدالله بن هارون الرشيد اميرالمؤمنين با دست خود براى على بن موسى بن جعفر وليعهد خود نوشته است . امّا بعد ، خداى عزّوجلّ اسلام را دين [ آدميان ] قرار داد و از ميان بندگان خود رسولانى برگزيد تا راهنما و هدايت‌گر به سوى آن باشند ؛ و رسولانى كه نخستين‌شان بشارت‌گر آخرين بود و آيندگان‌شان تصديق‌كننده گذشتگان ، تا آنگاه كه پس از فترت رسولان و زوال علم و انقطاع وحى و نزديكى قيامت ، نبوت الهى به محمّد ( ص ) رسيد و خداوند
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 170 . ما بخش موردنياز حديث را آورديم و بقيه آن نيز مايه عبرت است . .