محمّد را به او دادند گفت : « هرگز ! پس بازى كودكان ما بر منابرِ حكومت و مشاورهى با زنان چه مىشود ؟ ! » « 1 »
و هنگامى كه « ابراهيم » در بصره قيام كرد و سپاه منصور گريختند تا به كوفه رسيدند ، منصور فرمان داد شتران و چهارپايان را بر تمامى درهاى كوفه آمادهنگه دارند تا سوار بر آنها بگريزند « 2 » و همواره مىگفت : « بيع ! واى بر تو ! چگونه شد كه فرزندان ما بدان نرسيدند ! پس حكومت كودكان چه شد ؟ ! » « 3 »
آرى ، منصور در هر دو مورد به سخن امام صادق ( ع ) اشاره مىكرد كه فرمود : « كودكان را حكومت دهند و زنان را مشاور گردانند ! » .
سرانجام كار محمد و ابراهيم :
طبرى و ابوالفرج روايت كرده و گويند : « محمد در « احجار الزيت » مدينه كشته شد » « 4 »
و گويد : « ابراهيم در حالى كه بر اسب خود سوار بود و فراريان سپاه منصور را تعقيب مىكرد ، هدف يك تير قرار گرفت و كشته شد » . « 5 »
تا اينجا برخى از احاديثى را كه حاوى رجوع امام صادق ( ع ) به « جفر » و « مصحف فاطمه » براى خبرگيرى از حكومت نوادگان حسن ( ع ) بود عرضه داشتيم و اكنون حديث امام سجاد على بن الحسين ( ع ) درباره به حكومت رسيدن « عمر بن عبدالعزيز » را يادآور مىشويم :
عبدالله بن عطا تميمى گويد : « با على بن الحسين در مسجد بودم - يعنى مسجد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 9 ص 228 ، و مقاتل الطالبين ، ص 274 .
( 2 ) . همان ، ج 5 ص 259 ، و همان ، ص 346 .
( 3 ) . مقاتل الطالبين ، ص 347 ، و تاريخ ابن اثيبر ، ج 5 ص 230 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ص 227 . و مقاتل الطالبين ، ص 272 .
( 5 ) . مقاتل الطالبين ، ص 347 . .