تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
قرآن در آن نيست ، ولى املاى رسول خدا و خط على است . و عبدالله ، آنگاه كه مردم از اطراف نزد او آيند و سئوال كنند ، چه خواهد كرد ؟ » « 1 »

سلاح رسول خدا ( ص ) و نامه‌هاى آن حضرت :

در بصائر الدرجات از على بن سعيد ، گويد : « امام صادق ( ع ) در سخنان خود فرمود : « همانا سلاح رسول خدا و شمشير و زره‌ى او نزد ماست . و به خدا سوگند « مصحف فاطمه » نيز نزد ماست ، و يك آيه از كتاب خدا در آن نيست ، بلكه املاى رسول خدا ( ص ) و دست‌خط على ( ع ) است . به خدا سوگند « جفر » در نزد ماست ، و آن‌ها چه مىدانند كه جفر چيست ؟ پوست گوسفند است يا پوست شتر ؟ سپس رو به ما كرد و فرمود : « شما را بشارت باد ! آيا خشنود نمىشويد كه روز قيامت به ريسمان على ( ع ) چنگ بزنيد در حالى كه على ( ع ) به ريسمان رسول خدا ( ص ) چنگ زده است ؟ » . « 2 » و نيز ، از محمد بن عبدالملك ، گويد : « حدود شصت نفر پيرامون امام صادق ( ع ) گرد آمده بوديم كه بعدالخالق بن عبد ربّه آمد و به آن حضرت گفت : « در كنار ابراهيم بن محمد نشسته بوديم كه گفتند شما مىگوئيد : « نزد ما كتاب على است » و او گفت : « نه به خدا ، على كتابى بر جاى ننهاده ، و اگر على كتاب بر جاى نهاده باشد چيزى جز يك پوست نباشد و من دوست داشتم كه نزد اين غلامم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 157 - 158 . و عبدالله بن الحسن از نوادگان امام على بن ابىطالب ( ع ) و مادرش فاطمه دخت امام حسين ( ع ) بود . منصور عباسى او و برادرانش را در سال 142 ه - در مدينه زندانى كرد و در سال 144 ه - آن‌ها را به مدينه هاشميه انتقال داد و با انواع شكنجه‌ها به قتل رسانيد : برخى را زنده به گور كردند و عبدالله را در زير آوار خانه‌اى مدفون ساخت . فرزند عبدالله ، محمد ، مشهور به نفس زكيّه بر عليه منصور خروج كرد و در سال 145 ه - در ميدنه كشته شد ، و فرزند ديگرش ابراهيم ، پس از قتل برادرش محمد ، در بصره خروج كرد و او نيز در همان سال كشته شد . مراجعه كنيد : تاريخ طبرى ، تاريخ ابن كثير و تاريخ ابن اثير ، حوادث سال 142 - 145 ه - . ( 2 ) . بصائر الدرجات ، ص 153 . .