رويدادها بود .
همچنين كتاب سومى را نيز از مادرشان فاطمه دخت رسول خدا ( ص ) در اختيار داشتند كه آن را « مصحف فاطمه » مىناميدند و بخشى از اخبار [ نهان ] حوادث شدنى در آن آمده و هر سه كتاب به خط امام على ( ع ) بود كه در اين بحث بخشى از روايات مربوط به آنها را يادآور مىشويم :
در بصائر الدرجات از ابومريم ، گويد : « امام باقر ( ع ) به من فرمود : « نزد ما « جامعه » است به طول هفتاد ذراع كه همه چيز ، حتى ديهى خراش ، در آن آمده است ؛ با املاى رسول خدا ( ص ) و خط على ( ع ) . نزد ما « جفر » است ، نوشتهاى در پوست دباغى شده عكاظى كه حواشى آن نيز نوشته و پر شده ، و آنچه بوده و آنچه تا روز قيامت مىشود ، همگى در آن آمده است » . « 1 »
و نيز ، با بيش از يك سند ، گويد : « امام صادق ( ع ) به گروههائى كه نزد او مىآمدند و از آنچه رسول خدا ( ص ) براى على ( ع ) بر جاى نهاده و على ( ع ) براى امام حسن ( ع ) بر جاى نهاده سئوال مىكردند ، فرمود : « رسول خدا ( ص ) نزد ما چيزى را بر جاى نهاده كه هر چه موردنياز است ، حتى ديهى خراش و ناخن نيز در آن آمده است ، و فاطمه ( س ) « مصحفى » را بر جاى نهاده كه قرآن نيست . . . » « 2 »
و از أبان بن عثمان از على بن الحسين ، گويد : « به امام صادق ( ع ) گفته شد : « عبدالله بن الحسن معتقد است كه او علمى جز آنچه مردم دارند ندارد ! » امام على ( ع ) فرمود : « به خدا سوگند عبدالله بن السن راست گفته و او را علمى جز آنچه مردم دارند نباشد ، ولى به خدا سوگند نزد ما « جامعه » است ، دربردارندهى حلال و حرام ، و نزد ما « جفر » است ، آيا عبدالله بن الحسن مىداند كه جفر چيست ؟ پوست بز است يا گوسفند ؟ و نزد ما « مصحف » فاطمه است . هان ! به خدا سوگند چيزى از
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 160 .
( 2 ) . همان ، ص 156 . .