تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
نمود و فرمود : « ابا محمّد ! هر چه مىخواهى بپرس » گفتم : « فداى شما گردم ، شيعيان شما مىگويند كه رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را بابى از علم بياموخت كه هزار باب از آن گشوده مىشود . . . » فرمود : « ابا محمّد ! جامعه نزد ماست و آن‌ها چه مىدانند كه جامعه چيست ؟ ! » گويد گفتم : « فداى شما گردم ، جامعه چيست ؟ » فرمود : « صحيفه‌اى است كه طول آن هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا ( ص ) و املاى اوست كه از دو لب مباركش صادر گشته و با دست على ( ع ) نوشته شده و هر حلال و حرام و هر چيزى كه مردم بدان نياز دارند در آن آمده است ، حتى ديه‌ى خراش ! » و سپس دست خود را بر من زد و فرمود : « ابا محمّد ! به من اجازه مىدهيد ؟ ! » گفتم : « فداى شما گردم ، من از آن شما هستم هر چه مىخواهيد انجام دهيد » گويد : با دست خود فشارم داد و فرمود : « حتى ديه‌ى اين ! » - و گويى خشمگين بود - و من گفتم : « به خدا سوگند اين علم است . . . » « 1 » و از سليمان بن خالد ، گويد : « از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « همانا نزد ما صحيفه‌اى است به نام « جامعه » كه هيچ حلال و حرامى را فروگذار نكرده ، حتى ديه‌ى خراش را ! » « 2 » و در روايتى ديگر ، فرمود : « نزد ما صحيفه‌اى است با هفتاد ذراع به املاى رسول خدا ( ص ) و دست‌خط على ( ع ) كه هيچ حلال و حرامى نيست مگر اينكه در آن هست ، حتى ديه‌ى خراش ! » « 3 » و از على بن رئاب ، گويد : « از امام صادق ( ع ) درباره‌ى جامعه پرسيدند فرمود : « صحيفه‌اى است به طول هفتاد ذراع در پهنه پوست دبّاغى شده همانند ران شتر ،
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ص 239 ، حديث اول . بصائر الدرجات ، ص 151 و 152 ، و وافى ، ج 2 ص 135 . اين حديث طولانى است و ما بخش مورد نياز آن را آورديم . ( 2 ) . بصائر الدرجات ، ص 142 - 143 . ( 3 ) . همان ، ص 143 . .