5 - علت جلوگيرى عمر از ازدواج موقت :
در صحيح مسلم ، مصنف عبدالرزاق ، مسند احمد سنن بيهقى و غير آنها از جابر بن عبدالله روايت كنند كه گفت : « همهى دوران رسول خدا ( ص ) و ابوبكر ، مقدارى آرد و خرما مهريه مىداديم و ازدواج موقت مىكرديم تا آنكه عمر به خاطر كارى كه « عمر بن حريث » انجام داده بود ، آن را ممنوع كرد » . « 1 »
در عبارت مصنّف عبدالرزاق از « عطاء » از « جابر » گويد : « ما در زمان رسول خدا ( ص ) و ابوبكر و عمر « ازدواج موقت » مىكرديم تا آنكه در اواخر خلافت عمر ، « عمر بن حريث » با زنى ازدواج موقت كرد - راوى گويد : جابر نامش را برد و من فراموش كردم - آن زن باردار شد و خبرش به عمر رسيد . او را خواست و پرسيد آيا درست است ؟ گفت : آرى . عمر گفت : چه كسى شاهد بوده ؟ - عطا گويد : نمىدانم آن زن گفت : مادرم يا ولىّاش را نام برد - عمر كه مىترسيد فريبى در كار باشد ، گفت : چرا غير آنها نبودند » . « 2 »
و در روايت ديگرى است كه جابر گويد : « عمرو بن حريث از كوفه به مدينه آمد و با كنيزى « ازدواج موقت » كرد . كنيز را كه آبستن شده بود نزد عمر آوردند ، داستان را از او پرسيد ، جواب داد : عمرو بن حريث با من « ازدواج موقت » كرده است . عمر از عمرو بن حريث نيز پرسيد و او آشكارا تأييد كرد ، عمر گفت : چرا غير آن را انتخاب نكردى ؟ - و اين در هنگامى بود كه عمر از ازدواج موقت
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، نكاح المتعة ، ص 1023 ، حديث 1405 . شرح نووى ، جلد 9 ص 183 . مصنف عبدالرزاق ، جلد 7 ص 500 . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 237 ، باب ما يجوزان يكون مهرا . مسند احمد ، جلد 3 ص 304 كه در عبارت آن گويد : تا آنكه عمر اخيراً ما را از آن نهى كرد . صاحب تهذيب التهذيب نيز فشرده آن را در شرح حال موسى بن مسلم ، جلد 10 ص 371 ، آورده است . فتح البارى ، جلد 11 ص 76 . زاد المعاد ، ابن قيم ، جلد 1 ص 205 . كنزالعمال ، جلد 8 ص 293 .
( 2 ) . مصنف عبدالرزاق ، جلد 7 ص 496 و 497 ، باب المتعه . .