گفت : « سهم ما در خيبر و خالصهى ما ، فدك ! » .
و در عبارت طبقات ابن سعد چنين است كه ابوبكر گفت : « من از پدرت هيچ زمين و طلا و نقره و غلام و مالى به ارث نبردهام » .
فاطمه گفت : « پس سهم الله كه خدا براى ما قرار داده و خالصهى ما كه به دست توست ؟ ! »
ابوبكر گفت : « اى دختر رسول خدا ! من از پيامبر شنيدم كه مىگفت : « اين سهمى است كه خدا براى زندگى من قرار داده و چون بميرم از آنِ مسلمانان است » . « 1 »
و در عبارت ابنابى الحديد و تاريخ الاسلام ذهبى چنين است كه : « ابوبكر گفت : « اى دختر رسول خدا ! من چنين نكردهام ! » .
فاطمه گفت : « چرا ، تو آهنگ « فدك » كرده و آن را كه خالصهى رسول خدا ( ص ) بود از ما ستاندهاى ! و آهنگ « ما انزل الله » نموده و آنچه را كه خدا از آسمان نازل فرموده ، از دست ما برون آوردهاى ! » و ابوبكر گفت : « اى دختر رسول خدا ! من چنين نكردهام . رسول خدا به من فرمود كه خداوند متعال پيامبر را تا آنگاه كه زنده است از مالى برخوردار مىكند و چون او را به نزد خود ببرد ، آن حكم مرتفع مىگردد . » .
و فاطمه گفت : « تو و رسول خدا داناترى ! من پس از اين جلسه ديگر چيزى از تو نخواهم خواست ! » و روى گردان شد !
مراد فاطمه ( س ) از « سهم الله » سهمى است كه خداوند از خمس براى آنها قرار داده ، و مراد او از « ما انزل الله » سهم ذوى القربى است و نيز ، حكم ارث است كه
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 35 - 36 . طبقات ابنسعد ، ج 2 ص 314 - 315 . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 81 و دنباله آن در ص 87 . تاريخ الاسلام ذهبى ، ج 1 ص 364 ، و كنز العمال ، كتاب الخلافة ج 5 ص 365 . .