فاطمه گفت : « فدك و خيبر و صدقات او در مدينه ، ارث اوست ؛ همانگونه كه اگر تو نيز بميرى ، دخترانت از تو ارث مىبرند » .
ابوبكر گفت : « به خدا سوگند پدرت از من بهتر بود و تو به خدا از دخترانم بهترى ، ولى رسول خدا فرمود : « ما ارث برده نمىشويم و هر چه بر جاى گذاريم صدقه است » يعنى اين اموال بر جاى مانده صدقه است » . « 1 »
مؤلف گويد : به نظر ما ، زمانى را كه عمر براى آمدن فاطمه به نزد ابوبكر يادآور شده ، با جريان حوادث سقيفه راست نيايد ؛ و صحيح آن ، سخن ابنابى الحديد است كه گويد : « داستان فدك و حضور فاطمه در نزد ابوبكر ، ده روز پس از وفاى رسول خدا ( ص ) بود » . « 2 »
و هر چه باشد ، ابوبكر او را از ارث پدرش رسول خدا ( ص ) محروم ساخت و چنين روايت كرد كه پيامبر فرموده : « ما ارث برده نمىشويم ، هر چه بر جاى گذاريم صدقه است . » چنان كه امالمؤمنين عايشه بدان تصريح كرده و گويد :
« دربارهى ميراث رسول خدا اختلاف كردند و هيچ كس را بدان آگاه نيافتند و ابوبكر گفت : « من از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : « ما گروه انبيا ارث برده نمىشويم ، هر چه بر جاى گذاريم صدقه است . » « 3 »
و ابنابى الحديد گويد : « مشهور آن است كه حديث نفى ارث را كسى جز ابوبكر روايت نكرده است . » « 4 »
و گويد : بيشتر روايات بر آن است كه اين خبر را تنها ابوبكر روايت كرده ، و اعظم محدثان آن را يادآور شدهاند ؛ حتى فقها در اصول فقه ، در بحث احتجاج
هامش
( 1 ) . طبقات ابنسعد ، ج 2 ص 316 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 97 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 14 ص 130 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 2 ص 82 . .