تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
به روايت صحابى واحد ، بر آن اتفاق نظر دارند ؛ و شيخ ما ابوعلى گويد : « روايت نيز همانند شهادت ، جز از دو نفر پذيرفته نمىشود . » ولى متكلمان و فقها همگى با او مخالفت كرده و چنين استدلال مىكنند كه صحابه روايت : « نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورَثُ » را از ابوبكر به تنهائى پذيرفتند . » « 1 » و سيوطى در شمارش روايات ابوبكر گويد : بيست و نهم ، حديث : « لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ » است . » « 2 » مولف گويد : با همه اينها ، آن‌ها احاديث ديگرى را جعل كردند و به غير ابوبكر نسبت دادند كه او نيز آن را از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است . « 3 »

3 - مخاصمه و ستيز فاطمه با آن‌ها درباره سهم « ذى القربى » :

هنگامى كه دختر رسول خدا ( ص ) را با حديث ابىبكر از ارث پدر محروم ساختند آن حضرت به مطالبه سهم « ذى القربى » - به شرح زير - پرداخت : 1 - أنس بن مالك گويد : « فاطمه ( س ) نزد ابىبكر آمد و گفت : « تو خود از ظلمى كه درباره صدقات « 4 » بر ما اهل البيت روا داشتى به خوبى آگاهى ؛ اكنون غنايمى را كه خداوند در قرآن كريم به ما بازگردانيده و آن را سهم « ذى القربى » قرار داده ، به ما بازگردان ! و سپس اين آيه [ انفال / 41 ] را بر او تلاوت كرد : ( وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى . . . ) : « و بدانيد ، هر چه را كه غنيمت برديد ، خمس آن ، سهم خدا و رسول و « ذى القربى » است . . . » و ابوبكر گفت : « پدر و مادرم فداى تو و پدرت باد ! من گوش به فرمان
هامش
( 1 ) . همان ، ج 85 4 . ( 2 ) . تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 89 . ( 3 ) . مراجعه كنيد : شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 85 . ( 4 ) . شايد مقصود از صدقات در اينجا ، بخشى از باغ‌هاى هفت‌گانه‌اى باشد كه در برخى روايات گفته شده : رسول خدا از آن‌ها صدقه مىداد . .