در قرآن كريم آمده و همه مسلمانان - رسول خدا و ديگران - را شامل مىگردد .
و در برخى روايات يادآور شدهاند كه « عباس » نيز ، در مطالبه ارث پيامبر با فاطمه همراه شد ؛ چنان كه در طبقات ابنسعد و كنز العمال متقى گويند : « فاطمه براى مطالبه ميراث خود نزد ابوبكر آمد و عباسبن عبد المطّلب نيز آمد و ميراث خود را مطالبه كرد و على با او همراه شد ؛ و ابوبكر گفت : « رسول خدا فرمود : « ما ارث برده نمىشويم ، آنچه بر جاى گذاريم صدقه است » و هر كه را پيامبر سرپرستى مىكرد سرپرستى او بر عهده من است » كه على چنين تلاوت كرد : ( وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) : « و سليمان از داود ارث برد » و : ( يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب ) : « از من ارث ببرد و از آل يعقوب نيز ارث ببرد » .
ابوبكر گفت : « آن اينچنين است و تو به خدا سوگند مىدانى ؛ همانگونه كه من مىدانم »
و على گفت : « اين كتاب خداست كه سخن مىگويد ! » و بعد سكوت كردند و بازگشتند ! » « 1 »
مؤلف گويد : به گمان ما راويان اين روايت دچار اشتباه شده و پنداشتهاند كه عباس با على براى مطالبه ارث آمده بودند ؛ حال آنكه آن دو به يارى فاطمه آمده بودند ؛ البته ممكن است عباس سهم خمس خود را هم مطالبه كرده باشد ، كه اين امر بر راويان مشتبه شده و يادآور شدهاند كه او براى مطالبه ميراث خود آمده بود .
* * * فاطمه ( س ) كه ديد ابوبكر دلايل و شواهد و گواهانش را نمىپذيرد و چيزى از ميراث رسول خدا و بخشودههاى آن حضرت را به او پس نمىدهد ، بر آن شد تا
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 2 ص 315 ، و كنز العمال ، ج 5 ص 365 . .