رسول خدا ( ص ) به شرح زير مطرح ساخت :
2 - مخاصمه و ستيز فاطمه ( س ) با آنها دربارهى ميراث رسول خدا ( ص ) :
الف - روايت ابوطفيل :
در مسند احمد ، سنن ابوداود ، تاريخ الاسلام ذهبى ، تاريخ ابنكثير و شرح نهج الباغه از « ابوطفيل » « 1 » روايت كنند كه گفت : « پس از وفات رسول خدا ( ص ) فاطمه به ابوبكر گفت : « تو وارث رسول خدا هستى يا خانوادهاش ؟ »
ابوبكر گفت : « نه ، خانوادهاش ! »
فاطمه گفت : « پس سهم رسول خدا ( ص ) چه شد ؟ » « 2 »
ابوبكر گفت : « من از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : « خداوند عز و جل هرگاه پيامبرى را از مالى برخوردار كند و سپس او را بميراند ، آن مال را در اختيار جانشين او قرار داده است ؛ و من چنان ديدم كه آن را به بيت المال مسلمانان باز گردانم . »
فاطمه گفت : « پس تو و آنچه از رسول خدا شنيدهاى داناترى ! »
و در شرح نهج البلاغه ، بعد از اين جمله آمده است كه گفت : « پس از اين هرگز چيزى از تو نخواهم خواست . » « 3 »
هامش
( 1 ) . ابوطفيل ، عامر بن واثله كنانى ، از صحابه خردسال شمرده است . در سال وقوع جنگ احد به دنيا آمد و از ياران و محبان على ( ع ) و از همراهان او در همه نبردها بود . ثقه و مأمون است جز آنكه على را مقدم داشت . در سال 100 يا 116 ه - وفات كرد و آخرين كسى بود كه پيامبر را ديده و از دنيا مىرفت . صاحبان صحاح 9 حديث از او روايت كردهاند . شرح حال او در اسدالغابه ، ج 3 ص 96 ، جوامع السيره ، ص 286 ، تقريب التهذيب ، ج 1 ص 389 ، آمده است .
( 2 ) . اين احتجاج ممكن است دربارهى سهم رسول خدا از خُمس خيبر و وادى القرى باشد .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 1 ص 4 . سنن ابوداود ، ج 3 ص 50 . تاريخ ابنكثير ، ج 5 ص 289 . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 81 و دنباله آن در ص 87 به نقل از ابىبكر جوهرى ، و تاريخ الاسلام ذهبى ، ج 1 ص 346 . .