تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

خلاصه روايات گذشته :

فشرده روايات گذشته مىگويد : رسول خدا ( ص ) دستور داد تا خمس طلا و نقره‌اى را كه از زمين بيرون مىكشند پرداخت نمايند ؛ گنج باشد يا معدن فرقى ندارد ، و روشن است كه اين دو از غنايم جنگى نيستند تا مراد از واژه « غَنِمتُم » در آيه شريفه‌ى خمس - چنان كه برخى پنداشته‌اند - تنها خمس غنايم جنگى باشد ؛ پس ، از مجموع آنچه گذشت ثابت شد كه خمس در اسلام اختصاص به غنايم جنگى ندارد ؛ همان‌گونه كه برخى از فقهاى مكتب خلفا از اين روايات همين را استنباط كرده‌اند و پرداخت خمس از غير غنايم جنگى را واجب دانسته‌اند . « 1 » قاضى ابويوسف در كتاب « خراج » خود گويد : « خمس در هرچه كه از معادن به دست آيد ، در اندك و بسيار آن ، واجب است ، و اگر كسى در معدنى كمتر از دويست درهم نقره ، يا كمتر از بيست درهم طلا بيابد ، آن هم خمس دارد ، و اينجا جاى زكات نيست ، « 2 » و اين دو در موضع غنايم‌اند ، و در خاك آن‌ها [ / طلا و نقره ] خمسى نيست ، چون خمس بر طلا و نقره خالص ، و بر آهن و مس و سرب
هامش
( 1 ) . الخراج ، ص 25 - 27 . ( 2 ) . مراد او از زكات در اينجا « صدقه » است كه در مقابل خمس قرار دارد . .