همراهان ما به خرابهاى رفت تا قضاى حاجت نمايد و خشتى برداشت تا خود را با آن پاك كند كه مقدارى طلا فروريخت و او آن را برگرفت و نزد پيامبر ( ص ) آمد و موضوع را بيان داشت . پيامبر فرمود : « وزنش كن » او وزنش كرد دويست درهم بود و آن حضرت فرمود : « اين گنج است و خمس دارد . » « 1 »
و باز در مسند احمد گويد : « مردى از قبيله مزينه از رسول خدا ( ص ) مسائلى پرسيد كه از جمله آنها اين بود : « دفينهاى كه در خرابهها و زير « أرام » و سنگهاى نشاندار مىيابيم ؟ » و رسول خدا ( ص ) فرمود : « هم آنها و هم « ركاز » و معدن طلا و نقره خمس دارند . » « 2 »
و در نهاية اللغة ، لسان العرب و تاج العروس مادّه « سيب » و نهاية الإرب و عقد الفريد و اسد الغابه ، گويند : « در نامه رسول خدا به « وائل بن حجر » آمده بود كه : « در سيوب خمس است » و سيوب به معناى ركاز يعنى معدن طلا و نقره باشد » .
و گويد : گفتهاند : « سيوب رگههاى طلا و نقره است كه در معدن به وجود مىآيد و ظاهر مىشود » و : « سيوب جمع سيب يعنى بخشش و عطا است و مراد رسول خدا از آن ، اموال دفن شده دوران جاهليت يا معدن بوده است ؛ زيرا اينها از فضل و بخشش خدا به يا بندگان آن است » .
مشروح نامه رسول خدا به وائل در نهاية الإرب قلقشندى آمده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ص 128 . مجمع الزوائد ، ج 3 ص 77 ، و مغازى واقدى ، ص 682 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ص 186 و 202 و 207 . سنن ترمذى ، ج 1 ص 219 ، و الأموال ابوعبيد ، ص 337 .
( 3 ) . نهاية الإرب ، ص 221 به نقل از كتاب « الشفاء » قاضى عياض . عقد الفريد ، ج 2 ص 48 ، و اسدالغابه ، ج 3 ص 38 . .