تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
راه ماندگانِ فقير خويشاوند پيامبر ؛ و اين يك پنجم را بر همه غنايم و دستاوردها تسرّى داد ، و آن را به غنايم جنگى منحصر نكرد ، و در مقابلِ « مِرباع » عصر جاهلى ، « خمس » ش ناميد . و چون مفهوم « زكات » - چنان كه گذشت - مساوى با « حقّ خدا » در اموال است ، در هركجاى قرآن كه سخن از پرداخت زكات و ترغيب به آن است ، « 1 » اين سخن ترغيب به پرداخت « صدقات واجب » و « خمس واجبِ » تمامى دستاوردهاى مالى انسان است ، كه خداوند اين حق خود را در آيه‌ى « صدقه » و آيه « خمس » شرح داده است .

ب - خمس در سنّت رسول خدا ( ص )

رسول خدا ( ص ) فرمان داد تا خمس غنايم جنگى و خمس غير غنايم جنگى مانند معدن را جدا سازند ، چنان كه هر يك از ابن‌عباس و ابوهريره و جابر و عبادة بن صامت و أنس بن مالك ، آن را بدين‌گونه روايت كرده‌اند : در مسند احمد و سنن ابن ماجه از ابن‌عباس گويد : « رسول خدا ( ص ) براى معدن طلا و نقره خمس قرار داد . » و در صحيح مسلم ، صحيح بخارى ، سنن ابوداود ، سنن ترمذى ، سنن ابن‌ماجه ، موطّأ مالك و مسند احمد از ابوهريره گويد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « آسيب عَجماء [ / حيوان رها شده ] و آسيب معدن هدر است و « ركاز » يعنى معدن طلا و نقهر خمس دارد » و در برخى از روايات مسند احمد است كه : « ديه‌ى بهيمه هدر است » « 2 »
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : معجم المفهرس ، مادّه « زكات » كه بيش از سى آيه درباره آن آمده است . ( 2 ) . صحيح مسلم ، كتاب الحدود ج 5 ص 127 . صحيح بخارى ، ج 1 ص 182 ، و ج 2 ص 34 . سنن ابوداود ، ج 2 ص 254 و 70 . سنن ترمذى ، ج 3 ص 138 . سنن ابن‌ماجه ، ص 83 . موطّأ مالك ، ج 1 ص 244 . مسند احمد ، ج 2 ص 228 و 239 و 254 و 274 و 185 و 319 و 382 و 386 و 406 و 411 و 415 و 454 و 456 و 467 و 475 و 482 و 493 و 495 و 499 و 501 و 507 ، و الأموال ابوعبيد ، ص 336 . .