تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
« افرادى در جنگ خيبر كشته شدند و مردم گفتند : « فلانى شهيد است و . . . تا به نام مردى رسيدند و گفتند : فلانى شهيد است » كه رسول خدا فرمود : « نه چنانست ! من او را در آتش ديدم ، در عبا يا ردائى كه با خيانت ربوده بود . » . « 1 » و در سنن ابن‌ماجه ، با غلول ، گويد : « مردى به نام « كركره » انبار دار رسول خدا ( ص ) بود و چون بمرد پيامبر فرمود : « . . . او در آتش است » و مردم به كاوش پرداختند و ديدند روانداز او چيزى است كه با خيانت ربوده بود » . « 2 » اين معنى در صحيح بخارى ، صحيح مسلم و سنن ابوداود با عبارتى ديگر آمده كه در پايان آن چنين است : « مردى كه اين سخن پيامبر را شنيد يك يا دو بند كفش را آورد و پيامبر فرمود : « يك بند يا دو بند آتشين ! » . « 3 » * * * اكنون كه دانستيم اسلام افراد سپاه را از غارت منع كرده و اجازه تملك اموال غنيمتى ميدان جنگ را به هيچ كس نداده است ، تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) ديگ‌هاى گرسنگان سپاه را وارونه كرد و گوشت گوسفندان غارت شده درون آن‌ها را خاك اندود ساخت ، و از دست يازيدن نهانى به اموال غنيمتى نهى كرد و آن را غلول و خيانت ناميد و فرمود : « نخ و سوزن و برتر و پست‌تر از آن را هم تحويل دهيد » و بر كسى كه خيانت كرده بود نماز نگزارد ، و كشته‌اى را كه عبائى دزديده بود شهيد نخواند ، و در يك كلام ، اكنون كه اسلام ملكيّت اموال غنيمتى ميدان نبرد را از جنگاوران آن سلب كرده است و اجازه نمىدهد حتى يك بند كفش آن را در نهان يا آشكار براى خود بردارند ، و اين غنايم را « أنفال » ناميده و
هامش
( 1 ) . سنن دارمى ، ج 2 ص 230 . ( 2 ) . سنن ابن‌ماجه ، ص 950 . ( 3 ) . تمام اين حديث در صحيح بخارى ، باب غزوه‌ى خيبر ، ج 3 ص 37 ، صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ج 1 ص 75 ، و كتاب الاماره ، ج 6 ص 10 ، و سنن ابوداود ، كتاب الجهاد ، ج 2 ص 13 ، آمده است . .