و ياران او را در غنايم خيبر سهيم كرد . « 1 »
پيامبر همچنين به « مؤلِّفه قلوبهم » در حنين - چنان كه گذشت - بسى بيشتر از مؤمنان مجاهد بخشود .
آرى ، اسلام بدين گونه ملكيّت غنايم جنگى را از مجاهدان سلب و آن را در اختيار خدا ( ص ) قرار داد تا هرگونه مصلحت ديد به مصرفش رساند ، و با اين اعتبار اگر بگوئيم : « كسى كه سهمى از غنايم به او مىرسد ، در جنگ بوده يا نبوده باشد ، آن را بدون مشقت به دست آورده ، چون از دست رسول خدا گرفته نه از راه جنگ ، سخن صحيحى گفتهايم ، و با اين اعتبار مىتوانيم اين اموال به دست آمده را از نوع « غنيمت و مغنم » بدانيم ، همان غنيمت و مغنمى كه در نزد عرب به معناى : « مال به دست آمده بدون مشقت و بدون جنگ است » و آنچه كه از راه ستيز و جنگ به دست مىآيد نامهاى ديگرى دارد كه در گذشته بدانها اشاره كرديم ، و نيز ، با اين اعتبار آيه ( وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ ) پس از نزول آيه « انفال » در اين غزوه [ / بدر ] يا غزوه أحد نازل گرديد و « غنيمت » پس از نزول اين آيه دو معنى پيدا كرد :
1 - معناى لغوى ، و آن : « دستيابى بدون مشقت به اموال » كه شامل غنايم جنگى نمىشود ، چون آن غنايم را نامهايى ويژه همچون : « سلب و نهب و حرب » است .
2 - معناى شرعى ، و آن : « دستيابى مطلق بر اموال ، از راه جنگ و غير آن است » همانگونه كه در مفردات راغب آمده است ، و اسلام بدينگونه ، غنايم جنگى را كه از مصاديق « مغنم » نبوده ، از مصاديق آن قرار داده است .
و ديديم كه « غنيمت و مغنم » در حديث و سيره گاهى به همان معناى لغوى
هامش
( 1 ) . همان ، كه ما فشرده آن را آورديم . .