خود استعمال شدهاند ، همانگونه كه هر لفظى در معناى حقيقى خود به كار مىرود و نيازى به قرينه ندارد - چنان كه گذشت - و گاهى به معناى شرعى با وجود قرينه در كلام ، يا در حال تخاطب ، كه دلالت بر معناى شرعى مورد نظر دارد .
اين دو واژه بدينگونه تا عصر گسترش فتوحات در زمان خليفه عمر و مابعد آن ، كه استعمال مشتقات ماده « غنم » درباره « غنايم جنگى » با وجود قرائن حاليه يا مقاليه فزونى گرفت ، در اين دو معنى « لغوى و شرعى » به كار رفت ، و هنگامى كه لغتشناسان پيدا شدند و به كاوش درباره موارد استعمال مادّه « غنم » در بين اعرابِ عصر خود و بالاتر از آن پرداختند ، معناى كاربردى آن را چنين يافتند :
الف - به معناى : « دستيابى بدون مشقت به اشياء و اموال » كه اين معنى در عصر جاهلى و صدر اسلام در نزد همه اعراب به كار مىرفت .
ب - به معناى : « دستيابى به اشياء و اموال دشمنان و غير آنها » كه اين معنى پس از نزول آيه خمس در نزد مسلمانانِ عصر پيامبر تا عصر صحابه به كار مىرفت .
ج - به معناى خاص : « دستيابى به اشياء و اموال دشمنان » كه اين معنى در عصر فتوحات با وجود قرائن حاليهاى كه بدان توجه نشده به كار مىرفت . سپس به تدريج در عصر لغتشناسان ، به ويژه در جامعه اسلامى ، بدون قرينه به كار رفت ، و هنگامى كه پيشوايان لغت به تدوين آن پرداختند ، متوجه تطور و جابهجايى مدلول مادّه « غنم » نشدند و نتيجه آن شد كه برخى از آنها مانند راغب اصفهانى ، كاربرد آن در مدينه ، پس از تشريع حكم خمس را مورد توجه قرار دادند و گفتند : « درباره هر نوع دستيابى به اموال دشمنان و غير آنها به كار رفته است » .
و ابن منظور و ديگران نيز ، گاهى كاربرد عصر جاهلى را مورد توجه قرار داده و گفتهاند : « غَنَمَ الشىء ، يعنى بدان دست يافت ، و اغتنام ، يعنى در انتظار غنيمت
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٥٣