تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
قرار دادند » « 1 » و خالد در همان شب با « امّ تميم » دخت منهال و همسر مالك درآميخت ، « 2 » و ابوزهير سعدى درباره‌ى اين رويداد گفت :
« الا قل لحىّ او طئوا بالسنابك * تطاول هذا الّليل من بعد مالك قضى خالد بغيا عليه لعرسه * و كان له فيها هوى قبل ذلك فامضى هواه خالد غير عاطف * عنان الهوى عنها و لا متمالك و اصبح ذا اهل و اصبح مالك * الى غير اهل‌ها لكا فى الهوا لك »
« هان ! به قبيله كوچكى كه پايمال سم اسبان شدند بگو : اين شب سياه ، پس از مالك به درازا كشيد ! خالد ستمگرانه او را ، به خاطر زن زيبايش نابود كرد ! چون پيش از آن خواستار وصال آن زن بود ! خالد خواسته‌اش را بىپروا به انجام رسانيد و از مهار هواى نفس عنان گسسته‌اش عاجز ماند ! و روز بعد ، او صاحب زن بود و مالك ، بدون همسر ، كشته‌اى در ميان كشته‌ها ! » . « 3 » و بعد ، منهال ، پدر زن مالك با مردى از قوم خود بر كشته او حاضر شدند و منهال با پارچه‌اى كه از خرجين خود درآورد او را كفن و دفن كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان ، ج 5 ص 66 . فوات الوفيات ، ج 2 ص 627 ، كه هر دو كتاب اين داستان را از ردّه ابن‌وثيمه و واقدى نقل كرده‌اند . تاريخ ابىالفداء ، ص 158 ، و تاريخ ابن‌شحنه در حاشيه تاريخ الكامل ، ج 11 ص 114 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 110 . ( 3 ) . وفيات الاعيان ، ج 5 ص 67 . فوات الوفيات ، ج 2 ص 626 - 627 . تاريخ ابىالفداء ، ص 158 ، و تاريخ ابن‌شحنه در حاشيه الكامل ج 11 ص 114 . ( 4 ) . الاصابه ، ج 3 ص 478 ، شرح حال منهال . .