من در زدن تو اشتباه نمىكند . . . » « 1 »
اما آنها درباره « وصى رسولخدا ( ص ) » به گونهاى خاص ، به قلب حقايق پرداختند ، بدان حدّ كه تنها حدود نود سال ، در خطبههاى نماز جمعه و در تمام سرزمينهاى اسلامى - به جز سيستان - به لعن آن حضرت پرداختند و با وجود آنهمه سختگيرى و شدت و حدّتى كه در پيشگيرى به كار بردند و راوى فضل و برترىاش را به قتل رساندند ، با وجود آن ، بخشى از آنچه كه به مصلحت خلفا زيان مىرسانيد در كتابهاى حديث و تفسير و سيره و امثال آن منتشر گرديد ، كه آن را هم پيروان مكتب خلفا چاره كردند و با آتش زدن كتابخانههائى كه واجد هزاران جلد كتاب به خط مؤلفان خود بود ، امت اسلامى را از دست يازيدن بدانهامحروم ساختند ، و پس از اين همه شدت و سختگيرى و ممانعت از نشر حقايق ، اكنون نصوص اندكى از سنت رسولخدا ( ص ) درباره امامان اهلالبيت ( ع ) از طريق مكتب خلفا براى ما باقى مانده است ، مانند نصوص زير كه رسولخدا ( ص ) فرمود :
« على براى من همانند هارون براى موسى است ؛ جز آنكه بعد از من پيامبرى نخواهد بود » .
و در غدير خم ، آنگاه كه خداوند فرمانش داد تا « ولىّ امر » پس از خود را تعيين كند و آيه «
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . . .
» نازل گرديد ، بر فراز منبرى از جهاز شتران رفت و على را بالا برد و فرمود :
« خدا مولاى من است و من مولاى شمايم .
پس ، هر كه من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست . خداوندا ! دوستدارش را
هامش
( 1 ) - تمام اين خبر در جلد سوم همين كتاب ، بخش « شورش مردم مكه و مدينه » با ذكر مصادر آن خواهد آمد .