جهتگيرى مكتب آنها مخالفت داشت ، نسل به نسل كوشيدند و كاويدند و احاديث رسولخدا ( ص ) را كه حاوى نصّ بر وصايت و ولايت على ( ع ) بود ، كتمان كردند ؛ همانگونه كه نمونههاى آن مانند : حذف و تبديل و ابهام را ، پيش از اين يادآور شديم ؛ و از جمله آنها نصّ عبارت : « وصيّى و خليفتى فيكم » بود كه در سنت رسولخدا ( ص ) آمده است و ايشان آن را حذف كرده و به جاى آن « كذا و كذا » نهادند .
و نيز ، برخى از نصوص سنت رسولاللّه را تأويل و توجيه نمودند ، و از نوشتن سنت رسولخدا ( ص ) نهى كردند و مخالفان خود را در اين راه كشتند ؛ كه نمونه آن : « نسائى » يكى از صاحبان « صحاح ستّه » مكتب خلفا و نويسنده كتاب « خصائص امام على ( ع ) » بود كه به قتلش رساندند ! !
نهى و جلوگيرى آنها از نشر حقايق ، منحصر به نصوص رسيده در حق امامان دوازدهگانه اهلالبيت ( ع ) نبود ؛ بلكه آنها از هرچه كه با سلطه حاكم مخالف بود ، جلوگيرى مىكردند ؛ چنان كه فرستاده « خليفه يزيد » به « عبداللّهبن زبير » كه در اجتماع مكيان ، در مسجدالحرام ، يزيد را خلع و عزل كرد ، گفت :
« پسر زبير ! آيا به منبر مىروى و با زشتى تمام درباره اميرالمؤمنين سخن مىگوئى و خود را به « كبوتر مكه » تشبيه مىكنى ؟ ! » سپس گفت : « آى پسر ! تير و كمان مرا بياور » راوى گويد : « تير و كمانش را آوردند و او تيرى برگرفت و بر چلّه كمان نهاد و سپس آن را به سوى « كبوتر مكه » نشانه رفت و گفت : « آى كبوتر ! آيا اميرالمؤمنين شراب مىنوشد ؟ بگو : آرى ! هان ! به خدا سوگند اگر بگوئى : آرى ، اين تير من در زدن تو خطا نمىكند ! آى كبوتر ! آيا اميرالمؤمنين ميمونباز و يوزباز و فاسق است ؟ بگو : آرى ! هان ! به خدا سوگند اگر بگوئى : آرى ، اين تير
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٦٣٣