طول تاريخ گواه آن است ؛ چون تاريخ چيزى را كه مخالف عصمت باشد ، از آنان ثبت نكرده است .
اما ادله امامت ايشان ، اگر سيره رسول اكرم ( ص ) را در تعيين ولىّ امرِ پس از خود بررسى كنيم ، درمى يابيم كه موضوع امامت همواره ياد و خاطر پيامبر و اطرافيان او ( ص ) را به خود مشغول داشته بود ؛ و چون برخى از آنها از رسولخدا درخواست مىكرد كه امامت پس از او از آنِ ايشان باشد ، پيامبر ( ص ) پاسخش مىداد كه : « امر امامت به دست خداست و هر جا كه او بخواهد قرارش مىدهد » و به هنگام تشكيل جامعه اسلامى از آنها بيعت گرفت كه : « درباره امامت و حكومت با اهلبيت او ستيز ننمائيد » و امام على ( ع ) را از آغازين روز دعوت به اسلام ، وزير و خليفه پس از خود تعيين كرد ؛ و نيز ، ديديم كه آن حضرت هرگاه از مدينه بيرون مىرفت - حتى در مسافت اندك - براى خود جانشين قرار مىداد . همچنين ، آن حضرت امت خود را براى هميشه يله و رها نگذاشت ، و براى آنها همان كرد كه رسولان پيش از او كردند و اوصياى پس از خود را تعيين نمودند و امتهاى خويش را از آن آگاه ساختند .
آرى ، رسولخدا ( ص ) نيز « وصىّ و ولىّ امر » پس از خود را در مكانهاى مختلف و زمانهاى متعدد ، با بياناتى كه به تواتر رسيده ، تعيين فرمود ؛ همانگونه كه چون « سلمان فارسى » از آن حضرت پرسيد : « وصىّ شما كيست ؟ » فرمود : « وصىّ من ، و راز نگهدارم و . . . على بن ابىطالب است » و بدين خاطر امام على ( ع ) در طى قرون متمادى به لقب « وصى » شهرت يافت و - چنان كه گذشت - اين عنوان در شعر شعراء و گفتار خطبا و احتجاج مناظرهكنندگانِ از صحابه و تابعين و خلفا و امرا به كرّات تكرار و تكرار شد .
ولى چون شهرت امام على ( ع ) به « وصىّ خاتم انبياء ( ص ) » با سياست خلفا و
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٦٣٢