و بيشتر آنها گويند : « با يك نفر هم منعقد مىگردد ؛ چون عباس به على گفت : « دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم » و : چون « حكم » است و حكمِ حاكمِ واحد نافذ است » .
و گفتهاند : « هر كس با قدرت شمشير چيرهگى يافت و خليفه گرديد و اميرالمؤمنين ناميده شد ، براى مؤمن به خدا و روز قيامت ، روا نيست كه بخوابد و او را امام نداند ، نيكوكار باشد يا بدكار ، او اميرالمؤمنين است ! » « 1 »
و روايت كردهاند كه رسولخدا ( ص ) فرمود : « در برابر امير مىشنوى و اطاعت مىكنى ، اگر چه بر پشتت بزند و مالت را بگيرد » .
و گويند : « خليفه به خاطر فسق و گناه و ظلم و تعطيل حقوق ، عزل و خلع نمىشود ، و خروج بر ضد او جايز نيست بلكه بايد او را موعظه نمود و بيم داد ؛ چون احاديث چنين مىگويند » .
اين خلاصه اقوال و آراى پيروان مكتب خلفا بود ، براى تبيين اين موضوع شايسته آن است كه ابتدا مصطلحات وارد در اين بحث را مورد بررسى قرار داده و سپس به نقد و مناقشه اين آراء بپردازيم .
تعريف مصطلحات
نخست - شورى
شورى و مشاوره و تشاور در لغت عرب به معناى : نظرخواهى برخى از برخى ديگر است ، و به همين معنا در قرآن كريم نيز آمده است
: « وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ »
يعنى : « در امور خود مشاوره مىكنند و از يكديگر نظر مىخواهند » . پس اين كلمه مصطلح شرعى نيست .
هامش
( 1 ) - مشروح آن در بحث پيشين : « امامت در مكتب خلفا » آمده است .