تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
سيزده نفر مىشود و عثمان و معاويه و ابن‌زبير چون از صحابه بودند به شمار نيايند ، و اگر « مروان‌بن حكم » را از آنان بياندازيم - كه هم در صحابى بودنش اختلاف است و هم پس از اجتماع مردم بر ابن‌زبير ، شكست خورده بود - آن عدد راست مىآيد . پس از خروج خلافت از خاندان اموى هم كه فتنه‌هاى عظيم و آشوبهاى بسيار رخ داد تا دولت بنىعباس استقرار يافت و اوضاع از آنچه بود به بدتر از آن مبدل گرديد » . « 1 » ابن‌حجر در « فتح‌البارى » اين استدلال را مردود دانسته است . دوم - ابن‌جوزى اين وجه را از جزوه « ابوالحسين‌بن منادى » درباره « مهدى » چنين نقل كرده است : « ممكن است اين موضوع مربوط به بعد از « مهدى » اى باشد كه در آخرالزمان ظهور مىكند ؛ زيرا من در كتاب « دانيال » ديده‌ام كه : « چون مهدى وفات كند ، پنج نفر از نوادگان « سبط اكبر » به حكومت مىرسندو سپس پنج نفر از نوادگان « سبط اصغر » و پس از آن ، آخرينشان مردى از سبط اكبر را وصىّ خود مىكند و پس از او پسرش به حكومت مىرسد و بدين ترتيب « دوازده نفر » حاكم مىشوند كه تك تك آنان امام مهدى هستند . گويد : و در روايتى چنين است كه : . . . پس از او دوازده مرد به حكومت مىرسند : شش نفر از نوادگان حسن ، و پنج نفر از نوادگان حسين ، و يك نفر از غير آنها ، سپس او مىميرد و فساد عالمگير مىشود » . ابن‌حجر در « صواعق » بر اين روايت اخير حاشيه زده و گويد : « اين روايت جداً سست و واهى است و اعتمادى بر آن نيست » . « 2 » گروه ديگرى گفته‌اند : « گمان برتر آن است كه پيامبر - عليه الصلاة و السلام -
هامش
( 1 ) - فتح البارى ، ج 16 ص 340 ، به نقل از ابن‌جوزى در كتاب « كشف المشكل » . ( 2 ) - همان ، و صواعق‌المحرقه ، ص 19 .