در اين حديث از شگفتيهاى بعد از خود خبر داده است ؛ فتنههايى كه مردم را در زمان واحد به سوى « دوازده امير » پراكنده مىسازد ، و اگر جز اين را اراده كرده بود مىفرمود : « دوازده امير خواهند بود كه چنين مىكنند » پس چون آنها را از خبر جدا كرده و در حاشيه قرار داده ، در مىيابيم كه آنان در زمان واحد خواهند بود . . . » « 1 »
و گفتهاند : « اين قضيه در قرن پنجم رخ داد ، چون تنها در « اندلس » شش نفر بودند كه همگى خود را « خليفه » مىناميدند ، و اضافه بر آنها ، حاكم مصر ، خليفه عباسى بغداد و ديگر مدعيان خلافت از علويان و خوارج در اطراف زمين نيز مدعى آن بودند » . « 2 »
ابنحجر گويد : « اين سخن كسى است كه به چيزى از طرق حديث ، جز آنچه كه به نحو فشرده در صحيح بخارى آمده ، دست نيافته است . . . » « 3 »
و گويد : « وجود آنان در زمان واحد ، عين ايجاد پراكندگى و افتراق است و نمىتواند مراد حديث باشد » . « 4 »
* * * مؤلف گويد : چنان كه ملاحظه شد ، علماى مكتب خلفا در تفسير اين روايات به ديدگاه واحدى نرسيدند . علاوه بر آن ، ايشان از آوردن رواياتى كه رسولخدا ( ص ) نام آن دوازده نفر را بيان فرموده ، اغماض و اهمال كردهاند ؛ چون با سياست حاكم بر مكتب خلفا در طى قرون در تضاد بوده است . اين روايات را محدثان مكتب اهلالبيت در تأليفات خود ، با اسنادى كه به نيكان
هامش
( 1 ) - همان ، ج 16 ص 338 .
( 2 ) - همان ، ج 16 ص 339 ، و شرح نووى ، ج 12 ص 202 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .