تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
آرى ، امام على ( ع ) با رسول‌خدا ( ص ) اينچنين بود و تا واپسين دم حياتِ آن حضرت نيز از او جدا نشد . عايشه گويد : « رسول‌خدا ( ص ) كه به حال احتضار رسيد فرمود : « حبيبم را نزد من بخوانيد » . ابوبكر را فراخواندند و چون به او نگاه كرد ، سر بر بالين نهاد و دوباره فرمود : « حبيبم را نزد من بخوانيد » . عمر را فراخواندند و چون او را ديد ، سر بر بالين نهاد و سپس فرمود : « حبيبم را نزد من بخوانيد » . على را فراخواندند و چون او را ديد به درون رو انداز خويشش كشيد و پيوسته به سينه‌اش چسبانيد تا جان به جان آفرين تسليم كرد و دستش بر [ دوش ] او بود » . « 1 » و از « ابن‌عباس » گويد : « رسول‌خدا ( ص ) سنگين شد و در حالى كه عايشه و حفصه نزد او بودند ، على وارد شد و پيامبر ( ص ) با ديدن او سر خود را برداشت و فرمود : « نزديك من شو ! نزديك من شو ! » و به او تكيه كرد و پيوسته چنين بود تا رحلت فرمود » . « 2 » و از « امّ سلمه » گويد : « سوگند بدانكه به دو سوگند مىخورم ، على در عهد و وصيت و وفا نزديكترين مردم به رسول‌خداست . بامدادى به عيادت آن حضرت رفتيم و ديديم كه مىفرمايد : « على آمد ؟ على آمد ؟ » و آن را تكرار مىفرمود . فاطمه گفت : « گويا خود شما او را به دنبال كارى فرستاديد » گويد : پس از آن على آمد و من كه فهميدم با او كارى دارد ، از خانه بيرون رفتيم و نزديك در نشستيم و من كه از همه به در نزديكتر بودم ديدم رسول‌خدا ( ص ) به سوى او خم شد و به رازگوئى و نجوا با على پرداخت و در همان روز از دنيا رحلت فرمود . پس ، على در عهد و وصيت و وفا نزديكترين مردم به رسول‌خداست » . حاكم گويد : اين
هامش
( 1 ) - رياض النضرة ، چاپ دوم ، ج 2 ص 237 ، و ذخائر العقبى ، ص 72 . ( 2 ) - مجمع الزوائد ، ج 9 ص 36 .