تصديق و دعوتت را بزرگ بدارد ! » و آن قوم همگى گفتند : « بلكه ساحرى كذّاب با سحرى شگفتآور و تردست است ! و آيا كسى جز اين تو را تصديق مىكند ؟ ! » - مرا مىگفتند » . « 1 »
آرى ، رسولخدا ( ص ) بدينگونه امام ( ع ) را از كودكى در كنف حمايت خويش نگه داشت و هر روزه از اخلاق خود براى او لوائى نو برافراشت و فرمانش داد تا به او اقتدا نمايد و در بزرگى به تدريج علمش بخشيد و به نجواى با خويشش بركشيد .
در سنن ترمذى و ديگر كتب از جابر روايت كنند كه گفت : « رسولخدا ( ص ) در نبرد طائف على را خواست و با او به نجوا پرداخت . مردم گفتند : « نجواى او با پسرعمويش به درازا كشيد ! » و رسولخدا ( ص ) فرمود : « من با او نجوا نكردم ، بلكه خدا با او نجوا كرد » . « 2 »
و در روايت ديگرى گويد : « رسولخدا ( ص ) در نبرد طائف على را فرا خواند و مدتى دراز با او به نجوا پرداخت و برخى از صحابه گفتند : . . . » « 3 »
و در روايت « جندببن ناحيه » يا « ناحيهبن جندب » گويد : « غزوه طائف كه آغاز شد ، رسولخدا ( ص ) برخاست و مدتى با على ( ع ) به نجوا پرداخت و ابوبكر گفت : « يا رسولاللّه ! نجواى امروز شما با على به درازا كشيد ! » فرمود : « من نبودم كه با او نجوا كردم ، بلكه خدا با او نجوا كرد » . « 4 »
و امام على ( ع ) در گرفتن علوم از رسولخدا ( ص ) بسيار حريص و آزمند بود ؛ بهگونهاى كه وقتى اين آيه نازل شد : «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 190 به نام « قاصعه » .
( 2 ) - سنن ترمذى ، كتاب المناقب ، باب مناقب على بن ابىطالب ، ج 13 ص 173 ، و تاريخ بغداد ، ج 7 ص 402 .
( 3 ) - اسدالغابه ، ج 4 ص 27 .
( 4 ) - كنزالعمال ، چاپ دوم ، ج 12 ص 200 حديث 1122 ، و رياضالنضره ، ج 2 ص 265 .