تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
ابىطالب فرمود : « چاره‌اى نيست ، يا بايد من بمانم يا تو بمانى ! » و هنگامى كه رسول‌خدا ( ص ) براى رفتن به جنگ تبوك از او جدا شد ، گروهى از مردم گفتند : « پيامبر چون خوش نداشت على را با خود ببرد او را بر جاى خود گذارد ! » اين سخن به گوش على رسيد و به دنبال رسول‌خدا ( ص ) رفت تا به او رسيد و پيامبر به او فرمود : « يا على ! چه شده كه به اينجا آمده‌اى ؟ » گفت : « يا رسول‌اللّه ! چيزى نشده جز آنكه شنيدم گروهى پنداشته‌اند كه چون شما خوش نداشتيد با شما باشم مرا بر جاى خود گذاشته‌ايد ! » رسول‌خدا ( ص ) تبسم نمود و فرمود : « يا على ! آيا خشنود نيستى كه براى من همانند هارون براى موسى باشى ، جز آنكه تو پيامبر نيستى ؟ » على گفت : « چرا يا رسول‌اللّه ! » فرمود : « اين بدان خاطر است » . « 1 » برخى از عبارات اين حديث ، پيش از اين در باب : « كسانى كه پيامبر به گاه جنگ ، آنها را در مدينه به جاى خود نهاد » آمده است .

مراد از كلمه « منّى » در احاديث رسول‌خدا ( ص )

مراد از كلمه « مِنّى » در حديث : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى » از راه ديگرى نيز روشن مىگردد و آن اينكه ، هارون در نبوت شريك موسى و در تبليغ وزير او بود ، و على براى خاتم انبياء به منزله هارون براى موسى - به استثناء نبوت - بود . يعنى وزارت در تبليغ وحى را بر عهده داشت . همچنين رسول‌خدا ( ص ) مراد از كلمه « منّى » را در حديث روز عرفاتِ حجة الوداع بيان نموده ، آنجا كه فرمود : « على از من است و من از على هستم ، و وظيفه مرا كسى جز خودم يا على به انجام نرساند » « 2 »
هامش
( 1 ) - طبقات ابن‌سعد ، ج 3 قسمت اول ص 15 ، و مجمع الزوائد ، ج 9 ص 111 با اندكى اختلاف . ( 2 ) - سنن ابن‌ماجه ، كتاب المقدمه ، ص 92 . سنن ترمذى ، كتاب المناقب ، ج 13 ص 169 كه همان حديث شماره 2531 ص 153 جلد ششم كنز العمال چاپ اول است . مسند احمد ، ج 4 ص 164 و 165 با طرق متعدد .