تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
قرائن حال و مقال در اين مقام دلالت بر آن دارد كه مراد از تبليغ در اين روايات و امثال آنها ، تبليغ و رساندن احكامى است كه خداوند براى اولين بار بر پيامبر خود وحى فرموده است ، و اين امرى است كه جز رسول‌خدا يا مردى از رسول‌خدا به انجام آن نپردازد و مقابل اين تبليغ ، تبليغ مكلّفان به اين احكام است كه پس از دريافت آن از رسول‌خدا يا مردى از رسول‌خدا ، اجازه تبليغ آن را مىيابند و به ديگرانش مىرسانند و جواز اين گونه تبليغ و رجحان آن فراگير و گسترده است و تا ابدالدهر ، با هر كس كه اين احكام به او برسد ، همراه خواهد بود ، و بديهى است كه مراد رسول‌خدا ( ص ) از اينكه فرموده : « هيچ كس از سوى من تبليغ نمىكند جز خودم يا مردى از خودم » ، تبليغ نوع اول بوده است . و نيز ، « حديث منزلت » ، كلمه « منّى » : « از من است » را كه در احاديث رسول‌خدا ( ص ) آمده ، چنين تفسير مىكند : « على براى پيامبر به منزله هارون براى موسى بود » . در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مسند طيالسى ، مسند احمد ، سنن ترمذى ، سنن ابن‌ماجه و ديگر كتب روايت كنند كه رسول‌خدا ( ص ) به على بن ابىطالب فرمود : « تو براى من به منزله هارون براى موسايى جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد بود » . « 1 » و در روايت ابن‌سعد در طبقات ، « براءبن عازب و زيدبن ارقم » گويند : « هنگامى كه پيامبر به غزوه « جيش العسرة » يعنى تبوك مىرفت ، به على بن
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ص 200 ، باب مناقب على بن ابىطالب . صحيح مسلم ، ج 7 ص 120 ، باب فضائل على بن ابىطالب . سنن ترمذى ، ج 13 ص 171 ، باب مناقب على . سنن طيالسى ، ج 1 ص 28 و 29 ، و حديث 205 و 209 و 213 . سنن ابن‌ماجه ، باب فضل على بن ابىطالب ، حديث 115 . مسند احمد ، ج 1 ص 170 و 173 - 175 و 179 و 182 و 184 و 185 و 330 ، و ج 3 ص 32 و 338 ، و ج 6 ص 369 و 438 . مستدرك حاكم ، ج 2 ص 337 . طبقات ابن‌سعد ، ج 3 قسمت اول ص 14 و 15 . مجمع الزوائد ، ج 9 ص 109 - 111 ، و مصادر بسيار ديگر .