آورده و گويد : « به عثمان خبر رسيد كه ابوذر در مسجد رسولخدا ( ص ) مىنشيند و مردم پيرامونش را مىگيرند و او احاديثى مىگويد كه دربردارنده طعن و سرزنش خليفه است : او بر در مسجد ايستاد و گفت : « اى مردم ! هركه مرا شناخت ، كه شناخت ، و هر كه مرا نشاخت ، [ بداند كه ] من ابوذر غفارى هستم ، من جندببن جناده ربذىام . «
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ . ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
» : « خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد . دودمانى كه برخى از برخى ديگرند و خداوند شنوا و داناست » « 1 » محمد خالصه نوح است و آل از ابراهيم و سلاله از اسماعيل و عترت هاديه از محمد است كه شرف شريفان آنهاست ، قومى كه شايسته فضل و برترى باشند و در ميان ما همانند آسمان پايدار و كعبه پردهدارند ، يا همانند قبله نصب شده ، يا خورشيد نور دهنده ، يا ماه رونده ، يا ستارگان هدايتگر ، يا درخت زيتونى كه زيتونش نور دهد و كَفَش مبارك باشد . محمد وارث علم آدم و فضايل پيامبران است و على بن ابىطالب « وصى » محمد و وارث علم اوست . اى امتى كه پس از پيامبرش سرگردان شده ! آگاه باشيد ، اگر آنكس را كه خدا مقدم داشت ، مقدم داشته بوديد ، و آنكس را كه خدا واپس داشت ، واپس مىداشتيد ، و ولايت و وراثت را در اهلبيت پيامبرتان تثبيت مىكرديد ، هر آينه از بالاى سر و زير پايتان روزى مىخورديد ، و ولى خدا نيازمند نمىشد ، و هيچ سهمى از فرائض الهى به هدر نمىرفت ، و هيچ دو نفرى در حكم خدا اختلاف نمىكردند مگر آنكه علمش را از كتاب خدا و سنت پيامبرش در نزد آنها مىيافتيد . و اما اكنون كه چنين كرديد ، پس و بال كار خود را بچشيد ! و ستمگران به زودى در مىيابند كه به چه جايگاهى باز مىگردند ! »
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران ، آيه : 33 و 34 .